ecstatic

[ایالات متحده]/ɪkˈstætɪk/
[بریتانیا]/ɪkˈstætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از شادی فراگیر؛ شگفت‌زده
n. شخصی پر از شادی فراگیر

جملات نمونه

an ecstatic vision of God.

یک رؤیای شورانگیز از خدا

Annie was ecstatic about the idea.

آننی در مورد این ایده بسیار هیجان‌زده بود.

ecstatic fans filled the stadium.

هواداران هیجان‌زده استادیوم را پر کردند.

She was absolutely ecstatic when I told her the news.

وقتی به او خبر دادم، او کاملاً هیجان‌زده بود.

She was ecstatic about winning the competition

او در مورد برنده شدن در مسابقه بسیار هیجان‌زده بود.

He was ecstatic when he received the job offer

وقتی پیشنهاد شغلی دریافت کرد، او بسیار هیجان‌زده بود.

The fans were ecstatic after their team won the championship

پس از اینکه تیمشان قهرمان شد، هواداران بسیار هیجان‌زده بودند.

I felt ecstatic when I got accepted into my dream school

وقتی به مدرسه رویایی‌ام راه یافتم، احساس فوق‌العاده‌ای داشتم.

The children were ecstatic when they saw the presents under the Christmas tree

وقتی کودکان هدایایی را زیر درخت کریسمس دیدند، بسیار هیجان‌زده بودند.

She was ecstatic to finally meet her favorite celebrity in person

او بسیار هیجان‌زده بود که سرانجام بتواند سلبریتی مورد علاقه‌اش را شخصاً ملاقات کند.

He was ecstatic to be able to travel to his dream destination

او بسیار هیجان‌زده بود که بتواند به مقصد رویایی خود سفر کند.

The students were ecstatic when they found out they all passed the exam

وقتی فهمیدند که همه در امتحان قبول شده‌اند، دانش‌آموزان بسیار هیجان‌زده بودند.

She was ecstatic to receive a surprise birthday party from her friends

او بسیار هیجان‌زده بود که یک مهمانی تولد غافلگیرکننده از دوستانش دریافت کند.

The couple was ecstatic to announce their engagement to their families

زوج بسیار هیجان‌زده بودند که اعلام کردند نامزدی خود را به خانواده‌هایشان اعلام می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

“Well done, Harry! ” said Hagrid, ecstatic.

"تبریک میگم، هری!" گفت هاگرید، بسیار خوشحال.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

I'm so ecstatic because you're a positive athlete.

من خیلی هیجان‌زده‌ام چون شما یک ورزشکار مثبت هستید.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Joey, have you ever seen me ecstatic?

جوی، آیا تا به حال من را در حال هیجان‌زده دیده‌اید؟

منبع: Friends Season 2

When it was over, Wolfe Herd was ecstatic.

وقتی تمام شد، وولف هرد بسیار هیجان‌زده بود.

منبع: Business Weekly

I would say somewhere between ebullient and ecstatic.

من میگویم بین پرجنب‌وجوش و هیجان‌زده.

منبع: NPR News December 2015 Collection

Law enforcement will be ecstatic about this ruling.

نیروی انتظامی از این رای بسیار خوشحال خواهد بود.

منبع: NPR News June 2013 Compilation

So much so, that it's almost ecstatic.

تا آن حد که تقریباً هیجان‌زده‌کننده است.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

Oh, I'm not happy. I'm ecstatic!

اوه، من خوشحال نیستم. من هیجان‌زده‌ام!

منبع: Our Day Season 2

Dobby was ecstatic about his present.

دابی از هدیه‌اش بسیار خوشحال بود.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Oh, I'm not happy. I'm ecstatic! I'm-I'm quiver.

اوه، من خوشحال نیستم. من هیجان‌زده‌ام! من-من می‌لرزم.

منبع: Our Day Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید