he

[ایالات متحده]/hiː/
[بریتانیا]/hi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. یک مرد
n. یک حیوان نر

عبارات و ترکیب‌ها

he is

او هست

he has

او دارد

he will

او خواهد کرد

he can

او می تواند

he loves

او دوست دارد

he knows

او می داند

he said

او گفت

he wants

او می خواهد

he needs

او نیاز دارد

he goes

او می رود

جملات نمونه

He is studying for his exams.

او برای امتحانش درس می‌خواند.

He enjoys playing basketball in his free time.

او از بازی بسکتبال در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

He works as a software engineer.

او به عنوان مهندس نرم افزار کار می‌کند.

He loves to travel and explore new places.

او عاشق سفر کردن و کشف مکان‌های جدید است.

He is passionate about photography.

او به شدت به عکاسی علاقه دارد.

He plays the guitar in a band.

او گیتار می‌نوازد در یک گروه.

He speaks fluent Mandarin.

او به زبان ماندارین صحبت می‌کند.

He is a talented artist.

او یک هنرمند با استعداد است.

He volunteers at a local shelter.

او داوطلبانه در یک پناهگاه محلی کار می‌کند.

He enjoys cooking for his friends.

او از آشپزی برای دوستانش لذت می‌برد.

نمونه‌های واقعی

He actually called him a wild man.

او حتی او را یک انسان وحشی صدا زد.

منبع: VOA Standard April 2015 Collection

He is not his daddy, he is thereby, Anderson, more unpredictable and thereby more dangerous.

او پدرش نیست، بنابراین، اندرسون، غیرقابل پیش‌بینی‌تر و در نتیجه خطرناک‌تر است.

منبع: CNN Listening Collection April 2013

He started the company before he was five.

او قبل از اینکه پنج ساله شود، شرکت را شروع کرد.

منبع: CNN Selected July 2015 Collection

An ambulance took him to a Chicago-area hospital where he's resting comfortably.

یک آمبولانس او را به یک بیمارستان در منطقه شیکاگو برد، جایی که او به راحتی در حال استراحت است.

منبع: AP Listening March 2013 Collection

He was told he'd never talk properly again.

به او گفته شد که دیگر هرگز به درستی صحبت نخواهد کرد.

منبع: "BBC Documentary Horizon" series documentary detailed explanation

He responded by pulling her towards him and kissing her.

او با کشیدن او به سمت خود و بوسیدن او پاسخ داد.

منبع: BBC Listening Collection May 2015

But when he got into that convenience store, he saw the long lines.

اما وقتی وارد آن فروشگاه مواد غذایی شد، صف‌های طولانی را دید.

منبع: CNN Selected April 2015 Collection

And now he's out. He's announced his resignation.

و حالا او بیرون است. او استعفای خود را اعلام کرده است.

منبع: NPR News April 2016 Collection

He says he expects to rule as early as Tuesday.

او می‌گوید انتظار دارد هرچه زودتر از روز سه‌شنبه حکومت کند.

منبع: AP Listening September 2015 Collection

So, when he got home from India, he went to work.

بنابراین، وقتی از هند برگشت، به کار رفت.

منبع: CNN Selected August 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید