that

[ایالات متحده]/ðæt/
[بریتانیا]/ðæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. برای اشاره به یک شخص، چیز، ایده یا وضعیت که قبلاً ذکر شده یا به راحتی شناسایی می‌شود
adv. به این درجه؛ این‌قدر
conj. معرفی یک بند که دلیل چیزی را بیان می‌کند
adj. برای نشان دادن یک شخص، چیز، ایده یا وضعیت خاص که در حال نشان دادن یا درک آن است

عبارات و ترکیب‌ها

that way

به آن شکل

that's why

به همین دلیل

beyond that

فراتر از آن

like that

مثل آن

that there

آن آنجا

that far

آنقدر دور

جملات نمونه

I hope that you can make it to the meeting.

امیدوارم بتوانید در جلسه شرکت کنید.

She mentioned that she might be late.

او اشاره کرد که ممکن است دیر برسد.

He believes that hard work pays off.

او معتقد است که تلاش سخت نتیجه می دهد.

It is important that you follow the instructions carefully.

مهم است که دستورالعمل ها را با دقت دنبال کنید.

I heard that they are getting married next month.

شنیدم که ماه آینده ازدواج می کنند.

She knows that practice makes perfect.

او می داند که تمرین، کلید موفقیت است.

It is clear that he needs help.

واضح است که او به کمک نیاز دارد.

I'm sure that you will do well in the exam.

مطمئنم که در امتحان خوب عمل خواهید کرد.

He mentioned that he was going on vacation.

او اشاره کرد که برای تعطیلات به مسافرت می رود.

It's possible that we will have to reschedule the meeting.

این امکان وجود دارد که مجبور شویم زمان جلسه را تغییر دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید