have a seat
نشستن
have a drink
نوشیدن
have a question
پرسیدن سؤال
have a look
نگاه کردن
have a rest
استراحت کردن
have a conversation
گفتگو کردن
have a plan
برنامهریزی کردن
have some
چندین
have to be
باید بودن
have to do
باید انجام دادن
have oneself something
برای خود داشتن چیزی
have on
پوشیدن
have at
با ... مقابله کردن
have but one
فقط یک ... داشتن
have up
بالا بردن
have only to
فقط باید
have none of
هیچ کدام از ... نداشته باشد
have it out
بحث کردن
have an in
داشتن نفوذ
have back
برگشتن
have it good
خوب بودن
have out
بیرون آوردن
to have sth. down
داشتن چیزی پایین
to have an engagement
داشتن یک قرار ملاقات
you have to have a feel for animals.
شما باید درک کنید که با حیوانات چگونه رفتار کنید.
the haves and the have-nots
داراها و ندارها
have an easy steerage
دارا بودن یک هدایت آسان
have fun at the beach.
در ساحل خوش بگذرانید.
let's have a jar.
بیا یک پارچه داشته باشیم.
let's have a drink.
بیا یک نوشیدنی داشته باشیم.
have a peg of whisky.
یک جرعه ویسکی بنوشید.
they have financial problems.
آنها مشکلات مالی دارند.
have a smell of this.
بوی آن را استشمام کنید.
have a bit of a cuddle
کمی در آغوش بگیرید.
They have no claim on us.
آنها ادعایی نسبت به ما ندارند.
have a rough crossing
عبور سختی داشته باشید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید