a

[ایالات متحده]/ə,eɪ/
[بریتانیا]/ə,eɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

art. یکی، یک قطعه... (غیر خاص) یکی (از همان نوع چیزها) هر یک (برای بیان معنی زمان، سرعت، قیمت و غیره) هر یک (قبل از برخی اسم‌های مادی و اسم‌های انتزاعی) یک دوره، یک صحنه، یک نوع.

عبارات و ترکیب‌ها

a few

چند

a little

کمی

a lot

خیلی

a day

یک روز

a week

یک هفته

a month

یک ماه

a year

یک سال

جملات نمونه

She bought a new dress for the party.

او یک لباس جدید برای مهمانی خرید.

He is reading a book in a quiet corner.

او در یک گوشه آرام مشغول خواندن کتاب است.

I need to buy a new phone soon.

من به زودی نیاز دارم یک گوشی جدید بخرم.

They are going on a trip next week.

آنها هفته آینده به یک سفر می‌روند.

Can you lend me a pen for a moment?

می‌توانی برای یک لحظه یک قلم به من قرض بدهی؟

I have a meeting with my boss this afternoon.

من بعد از ظهر این هفته با رئیسم ملاقاتی دارم.

She wants to adopt a cat from a shelter.

او می‌خواهد یک گربه را از یک پناهگاه به فرزندی بپذیرد.

He needs to find a new job as soon as possible.

او باید هرچه زودتر یک شغل جدید پیدا کند.

I'm looking for a good restaurant to have dinner.

من دنبال یک رستوران خوب برای شام می‌گردم.

There is a beautiful garden behind the house.

یک باغ زیبا پشت خانه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید