provide accompaniments
ارائه همراهیها
dinner accompaniments
همراهیهای شام
musical accompaniments
همراهیهای موسیقیایی
vocal accompaniments
همراهیهای آوازی
wedding accompaniments
همراهیهای عروسی
essential accompaniments
همراهیهای ضروری
the meal came with various accompaniments, such as salad and bread.
غذا با انواع مخلفات مانند سالاد و نان همراه بود.
music provides wonderful accompaniments to a good book.
موسیقی همراهان فوق العاده ای برای یک کتاب خوب فراهم می کند.
the dancers' graceful movements were accompanied by beautiful music and lighting accompaniments.
حرکات موزون رقصندگان با موسیقی زیبا و همراهی نور همراه بود.
a good chef knows how to choose the perfect accompaniments for a dish.
یک سرآشپز خوب می داند چگونه بهترین مخلفات را برای یک غذا انتخاب کند.
she enjoyed the movie, especially the special effects accompaniments.
او از فیلم لذت برد، به خصوص همراهی جلوه های ویژه.
the presentation included numerous accompaniments like charts and graphs to illustrate the data.
ارائه شامل همراهی های متعددی مانند نمودارها و گراف ها برای نشان دادن داده ها بود.
his writing often featured vivid descriptions and thoughtful accompaniments that brought his stories to life.
نوشتن او اغلب شامل توضیحات زنده و همراهی های продуман که داستان هایش را زنده کرد.
the artist used various textures and colors as accompaniments to the main subject in his painting.
هنرمند از بافت ها و رنگ های مختلف به عنوان همراهی با موضوع اصلی در نقاشی خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید