adequately

[ایالات متحده]/ˈædɪkwətli/
[بریتانیا]/ˈædɪkwətli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور رضایت‌بخش یا کافی

جملات نمونه

Vitamin B6 must be adequately supplied.

ویتامین B6 باید به طور مناسب تامین شود.

can't express the idea adequately in words;

نمی‌توان ایده را به طور مناسب به زبان بیان کرد;

There may be problems if responsibilities are not adequately defined.

اگر مسئولیت‌ها به طور مناسب تعریف نشوند، ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد.

a strategy which ensures that primary health care workers are adequately resourced.

یک استراتژی که اطمینان حاصل کند که کارکنان مراقبت‌های بهداشتی اولیه به طور مناسب منابع دارند.

Do the BBC External Services adequately project Great Britain?

آیا خدمات خارجی بی‌بیسی به طور مناسب تصویر خوبی از بریتانیای کبیر ارائه می‌دهد؟

He had failed to prepare adequately for the task before him.

او برای انجام کاری که پیش رو داشت به طور مناسب آماده نشده بود.

I was not adequately insured for the damage my tenants caused.

من برای خسارت وارده توسط مستاجرانم به طور مناسب بیمه نبودم.

The committee does not adequately consult others when drafting amendments.

کمیته به اندازه کافی با دیگران مشورت نمی‌کند هنگام تدوین اصلاحات.

The product had not been adequately tested before being put on the market.

محصول قبل از عرضه به بازار به طور مناسب آزمایش نشده بود.

Will the prison system cope adequately with the increasing numbers of prisoners?

آیا سیستم زندان به طور مناسب با افزایش تعداد زندانیان کنار خواهد آمد؟

Any room where gas is used must be adequately supplied with air.

هر اتاقی که از گاز استفاده می‌شود باید به طور مناسب با هوا تامین شود.

She does the job adequately but she’s not going to set the world on fire!

او به طور مناسب کار را انجام می‌دهد اما قرار نیست دنیا را به آتش بکشد!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید