aneurysm warning
هشدار آنوریسم
brain aneuryms
آنوریسم مغزی
aneurysm clipping surgery
جراحی گیره گذاری آنوریسم
ruptured aneurysm treatment
درمان آنوریسم پاره شده
aneurysm symptoms
علائم آنوریسم
aneurysm risk factors
عوامل خطر آنوریسم
anecdotes about his childhood are often told.
داستانها درباره دوران کودکی او اغلب نقل میشوند.
she has an anemic complexion.
او رنگ پوست بیرمق دارد.
the patient suffered from anemia.
بیمار از کمخونی رنج میبرد.
his anemic argument lacked any real substance.
استدلال بیرمق او فاقد هرگونه اعتبار واقعی بود.
anemia is a common health concern.
کمخونی یک نگرانی رایج در مورد سلامتی است.
the anemic economy struggled to recover.
اقتصاد ضعیف برای بهبودی تلاش کرد.
he had an anemic voice, barely audible.
صدای او بیرمق بود، تقریباً نمیشد آن را شنید.
the anemic performance left the audience disappointed.
اجرای ضعیف باعث ناامیدی مخاطبان شد.
she had an anemic grasp of the subject matter.
او درک ضعیفی از موضوع داشت.
the company's anemic growth rate was a cause for concern.
نرخ رشد ضعیف شرکت باعث نگرانی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید