arab

[ایالات متحده]/'ærəb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مردم عرب یا کشورهای عرب
n. یک عضو از گروه قومی عرب؛ نژاد اسبی که به عنوان اسب عربی شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Arabian Peninsula

نیمه جزیره عربستان

Arabic language

زبان عربی

arab emirates

امارات عرب

arab league

لیگ عرب

burj al arab

برج العرب

united arab republic

جمهوری متحد عرب

arab world

جهان عرب

arabian nights

شب‌های عربی

arab spring

بهار عربی

arab league

لیگ عرب

speak arabic

صحبت کردن به زبان عربی

arab culture

فرهنگ عرب

arab coffee

قهوه عربی

an arab scholar

یک دانشمند عرب

arabic language

زبان عربی

arabian peninsula

نیمه جزیره عربستان

جملات نمونه

Arab cuisine is known for its rich flavors and use of spices.

آشپزی عربی به خاطر طعم‌های غنی و استفاده از ادویه‌جات مشهور است.

The Arab Spring was a series of anti-government protests, uprisings, and armed rebellions.

بهار عربی مجموعه‌ای از اعتراضات ضد دولتی، خیزش‌ها و شورش‌های مسلحانه بود.

Arab countries have a rich cultural heritage that dates back thousands of years.

کشورهای عربی دارای میراث فرهنگی غنی هستند که قدمت آن به هزاران سال می‌رسد.

Sheikh Zayed Grand Mosque is a stunning example of Arab architecture in Abu Dhabi.

مسجد بزرگ شیخ‌زاید نمونه‌ای خیره‌کننده از معماری عربی در ابوظبی است.

The Arab League is an organization of Arab countries in the Middle East and North Africa.

اتحاد عرب سازمانی از کشورهای عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا است.

The Arab world is home to a diverse range of languages, dialects, and cultures.

جهان عرب بهشتی برای طیف متنوعی از زبان‌ها، گویش‌ها و فرهنگ‌ها است.

Arabian horses are known for their beauty, endurance, and intelligence.

اسب‌های عرب به خاطر زیبایی، استقامت و هوش خود مشهور هستند.

The Arab Spring brought about significant political changes in the region.

بهار عربی باعث تغییرات سیاسی مهم در منطقه شد.

Arabica coffee is considered to be of higher quality than Robusta coffee.

قهوه عربیکا به عنوان با کیفیت‌تر از قهوه روبوستا در نظر گرفته می‌شود.

Many Arab countries rely heavily on oil exports for their economy.

بسیاری از کشورهای عربی به شدت به صادرات نفت برای اقتصاد خود متکی هستند.

he is an arab businessman.

او یک تاجر عرب است.

she studied arabic culture and history.

او فرهنگ و تاریخ عربی را مطالعه کرد.

the arab world is rich in traditions.

جهان عرب سرشار از سنت‌ها است.

many arab countries have vast deserts.

بسیاری از کشورهای عربی بیابان‌های وسیعی دارند.

he speaks fluent arabic and english.

او به طور روان به زبان عربی و انگلیسی صحبت می‌کند.

she enjoys arab cuisine very much.

او از آشپزی عربی بسیار لذت می‌برد.

arab music has a unique rhythm.

موسیقی عربی ریتمی منحصر به فرد دارد.

the arab spring sparked political change.

بهار عربی باعث تغییرات سیاسی شد.

he is an expert in arab literature.

او یک متخصص در ادبیات عرب است.

arab festivals are celebrated with joy.

جشنواره‌های عربی با شادی جشن گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید