brass

[ایالات متحده]/brɑːs/
[بریتانیا]/bræs,brɑs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آلیاژ زردی از مس و روی
objects ساخته شده از برنج
n. بی‌شرمی جسارت
n. نوعی ساز بادی ساخته شده از برنج

عبارات و ترکیب‌ها

brass instrument

ساز بادی برنجی

brass knuckles

مشت‌های برنجی

brass fittings

اتصالات برنجی

brass jewelry

جواهرات برنجی

top brass

مسئولین ارشد

brass wire

سیم برنجی

brass band

گروه سازهای برنجی

brass tacks

میخ‌های برنجی

brass ball

توپ برنجی

brass plate

صفحه برنجی

brass ball valve

شیر توپی برنجی

brass alloy

آلیاژ برنج

brass ring

حلقه برنجی

antique brass

برنج عتیقه

brass casting

ریخته‌گری برنج

yellow brass

برنج زرد

brass plated

با روکش برنج

جملات نمونه

a coat with brass buttons

روپوش با دکمه‌های برنجی

it's brass monkey weather tonight.

امشب هوا مثل آب برنجی است.

an embossed brass dish.

یک کاسه برنجی با نقش برجسته

a wardrobe with brass teardrop handles.

یک کمد با دستگیره‌های برنجی به شکل قطره اشک

They are the top brass of steel industry.

آنها بالاترین مقام صنعت فولاد را دارند.

getting down to brass tacks.

رفتن به اصل مطلب

Brass is an alloy of copper and zinc.

برنج آلیاژی از مس و روی است.

Brass tarnishes quickly in wet weather.

برنج در هوای مرطوب به سرعت کدر می‌شود.

an ancient oak chest bound with brass braces.

یک صندوق بلوط باستانی که با براکت‌های برنجی محکم شده است.

shining brasses stood on the mantelpiece.

برنج‌های براق روی شومینه قرار داشتند.

the brass and percussion were consistently too loud.

بخش‌های برنجی و کوبه‌ای به طور مداوم خیلی بلند بودند.

the heat is communicated through a small brass grating.

گرما از طریق یک دریچه برنجی کوچک منتقل می‌شود.

the lousy government never gave them a brass razoo.

آن دولت بد هیچ وقت به آنها یک سکه برنجی هم نداد.

the brass sections let rip with sheer gusto.

بخش‌های برنجی با شور و شوق زیاد شروع به نواختن کردند.

The top brass got a huge pay rise.

بالاترین مقام‌ها افزایش حقوق زیادی دریافت کردند.

نمونه‌های واقعی

He had the brass to make a statement.

او جسارت داشت تا اظهاراتی کند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Let's get down to brass tacks. Fine.

بیایید به اصل مطلب برسیم. خوب.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

No under sheriffs or other top brass were charged.

هیچ معاون یا مقام ارشد دیگری متهم نشد.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

Yeah. We need some strings. Maybe some brass and then...

بله. ما به برخی سیم ها نیاز داریم. شاید کمی برنج و سپس...

منبع: Volume 4

What cheek - she's got a brass neck.

چه جسارتی - او گردن برنجی دارد.

منبع: BBC Authentic English

Silk shirts slip off the brass.

پیراهن های ابریشمی از روی برنج می لغزند.

منبع: Modern Family - Season 07

The craftsman burnished the brass plates until they glowed.

صنعتگر صفحات برنجی را تا زمانی که شروع به درخشیدن کردند، پرداخت کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

A brass neck? Phyllis has a brass neck!

گردن برنجی؟ فیلیس گردن برنجی دارد!

منبع: BBC Authentic English

He played violin, brass, horn and drums.

او ویولن، برنج، شاخ و درام می نواخت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

From engraved ivory tusks to brass sculptures to plaques.

از دندان های فیلنگی حکاکی شده تا مجسمه های برنجی تا تابلوها.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید