clogs up
مسدود میکند
clogs drain
فاضلورو مسدود میکند
clogs arteries
سرخرگها را مسدود میکند
clogs flow
جریان را مسدود میکند
clogs sink
سینک را مسدود میکند
clogs toilet
توالت را مسدود میکند
clogs pipes
لوله ها را مسدود میکند
clogs system
سیستم را مسدود میکند
clogs airways
راههای هوایی را مسدود میکند
clogs filters
فیلترها را مسدود میکند
my sink is clogged with food particles.
سینک من پر از ذرات غذا مسدود شده است.
he wore wooden clogs to the festival.
او دمپای چوبی به جشنواره پوشید.
the heavy rain clogged the drainage system.
باران شدید سیستم زهکشی را مسدود کرد.
she prefers to wear clogs for comfort.
او ترجیح می دهد به دلیل راحتی دمپای بپوشد.
don't let the leaves clog the gutters.
اجازه ندهید برگ ها ناودان ها را مسدود کنند.
the internet connection is clogged with too many users.
اتصال اینترنت به دلیل وجود کاربران زیاد مسدود شده است.
clogs can be stylish and practical at the same time.
دمپای می تواند هم شیک و هم کاربردی باشد.
she cleared the clogs from the shower drain.
او گرفتگی ها را از دریچه حمام پاک کرد.
his creativity was clogged by self-doubt.
خلاقیت او به دلیل خودشکستگی مسدود شده بود.
we need to unclog the pipes before it gets worse.
ما باید قبل از بدتر شدن لوله ها را باز کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید