clogs

[ایالات متحده]/klɒɡz/
[بریتانیا]/klɑɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.کفش‌های چوبی؛ موانع
v.ممانعت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clogs up

مسدود می‌کند

clogs drain

فاضلورو مسدود می‌کند

clogs arteries

سرخرگ‌ها را مسدود می‌کند

clogs flow

جریان را مسدود می‌کند

clogs sink

سینک را مسدود می‌کند

clogs toilet

توالت را مسدود می‌کند

clogs pipes

لوله ها را مسدود می‌کند

clogs system

سیستم را مسدود می‌کند

clogs airways

راه‌های هوایی را مسدود می‌کند

clogs filters

فیلترها را مسدود می‌کند

جملات نمونه

my sink is clogged with food particles.

سینک من پر از ذرات غذا مسدود شده است.

he wore wooden clogs to the festival.

او دمپای چوبی به جشنواره پوشید.

the heavy rain clogged the drainage system.

باران شدید سیستم زهکشی را مسدود کرد.

she prefers to wear clogs for comfort.

او ترجیح می دهد به دلیل راحتی دمپای بپوشد.

don't let the leaves clog the gutters.

اجازه ندهید برگ ها ناودان ها را مسدود کنند.

the internet connection is clogged with too many users.

اتصال اینترنت به دلیل وجود کاربران زیاد مسدود شده است.

clogs can be stylish and practical at the same time.

دمپای می تواند هم شیک و هم کاربردی باشد.

she cleared the clogs from the shower drain.

او گرفتگی ها را از دریچه حمام پاک کرد.

his creativity was clogged by self-doubt.

خلاقیت او به دلیل خودشکستگی مسدود شده بود.

we need to unclog the pipes before it gets worse.

ما باید قبل از بدتر شدن لوله ها را باز کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید