dejects me
من را ناامید میکند
dejects us
ما را ناامید میکند
dejects her
او را ناامید میکند
dejects him
او را ناامید میکند
dejects them
آنها را ناامید میکند
dejects everyone
همه را ناامید میکند
dejects me greatly
من را به شدت ناامید میکند
dejects our team
تیم ما را ناامید میکند
dejects the players
بازیکنان را ناامید میکند
dejects the fans
هواداران را ناامید میکند
the constant criticism dejects him.
نقد مداوم او را ناامید میکند.
her failure in the competition dejects her.
شکست او در مسابقه او را ناامید میکند.
the bad news dejects the whole team.
اخبار بد کل تیم را ناامید میکند.
seeing his friends succeed dejects him.
دیدن موفقیت دوستانش او را ناامید میکند.
financial troubles deject many families.
مشکلات مالی بسیاری از خانوادهها را ناامید میکند.
her lack of support dejects him greatly.
کمبود حمایت او او را بسیار ناامید میکند.
the gloomy weather dejects the children.
آب و هوای دلگیر کودکان را ناامید میکند.
his harsh words often deject her.
سخنان تند او اغلب او را ناامید میکند.
unmet expectations deject many students.
عدم برآورده شدن انتظارات بسیاری از دانشآموزان را ناامید میکند.
rejection from the job dejects him for weeks.
رد شدن از شغل او را برای هفتهها ناامید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید