dejects

[ایالات متحده]/dɪˈdʒɛkts/
[بریتانیا]/dɪˈdʒɛkts/

ترجمه

v. شرکت حال استمراری deject، به معنای غمگین کردن یا کاهش روحیه

عبارات و ترکیب‌ها

dejects me

من را ناامید می‌کند

dejects us

ما را ناامید می‌کند

dejects her

او را ناامید می‌کند

dejects him

او را ناامید می‌کند

dejects them

آنها را ناامید می‌کند

dejects everyone

همه را ناامید می‌کند

dejects me greatly

من را به شدت ناامید می‌کند

dejects our team

تیم ما را ناامید می‌کند

dejects the players

بازیکنان را ناامید می‌کند

dejects the fans

هواداران را ناامید می‌کند

جملات نمونه

the constant criticism dejects him.

نقد مداوم او را ناامید می‌کند.

her failure in the competition dejects her.

شکست او در مسابقه او را ناامید می‌کند.

the bad news dejects the whole team.

اخبار بد کل تیم را ناامید می‌کند.

seeing his friends succeed dejects him.

دیدن موفقیت دوستانش او را ناامید می‌کند.

financial troubles deject many families.

مشکلات مالی بسیاری از خانواده‌ها را ناامید می‌کند.

her lack of support dejects him greatly.

کمبود حمایت او او را بسیار ناامید می‌کند.

the gloomy weather dejects the children.

آب و هوای دلگیر کودکان را ناامید می‌کند.

his harsh words often deject her.

سخنان تند او اغلب او را ناامید می‌کند.

unmet expectations deject many students.

عدم برآورده شدن انتظارات بسیاری از دانش‌آموزان را ناامید می‌کند.

rejection from the job dejects him for weeks.

رد شدن از شغل او را برای هفته‌ها ناامید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید