devalues currency
کاهش ارزش پول
devalues assets
کاهش ارزش داراییها
devalues labor
کاهش ارزش نیروی کار
devalues trust
کاهش اعتماد
devalues work
کاهش کار
devalues reputation
کاهش اعتبار
devalues experience
کاهش تجربه
devalues quality
کاهش کیفیت
devalues effort
کاهش تلاش
devalues education
کاهش ارزش آموزش
the sudden increase in supply devalues the product.
افزایش ناگهانی عرضه، ارزش محصول را کاهش میدهد.
inflation devalues money over time.
تورم باعث کاهش ارزش پول در طول زمان میشود.
criticism from peers often devalues one's confidence.
انتقاد از همکاران اغلب اعتماد به نفس یک فرد را کاهش میدهد.
excessive discounts can devalue a brand.
تخفیفهای بیش از حد میتواند ارزش یک برند را کاهش دهد.
when a currency devalues, imports become more expensive.
زمانی که ارز کاهش مییابد، واردات گرانتر میشوند.
overexposure devalues the artistic quality of a piece.
قرار گرفتن بیش از حد در معرض دید، کیفیت هنری یک اثر را کاهش میدهد.
neglecting education devalues future opportunities.
نادیده گرفتن آموزش، فرصتهای آینده را کاهش میدهد.
he believes that negative feedback devalues his efforts.
او معتقد است که بازخورد منفی تلاشهای او را کاهش میدهد.
market trends can quickly devalue investments.
روندهای بازار میتوانند به سرعت سرمایهگذاریها را کاهش دهند.
relying too much on technology may devalue personal skills.
تکیه بیش از حد به فناوری ممکن است مهارتهای فردی را کاهش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید