devalues

[ایالات متحده]/dɪˈvaʊlz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش دادن ارزش چیزی، به ویژه یک ارز؛ پایین آوردن ارزش یا اهمیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

devalues currency

کاهش ارزش پول

devalues assets

کاهش ارزش دارایی‌ها

devalues labor

کاهش ارزش نیروی کار

devalues trust

کاهش اعتماد

devalues work

کاهش کار

devalues reputation

کاهش اعتبار

devalues experience

کاهش تجربه

devalues quality

کاهش کیفیت

devalues effort

کاهش تلاش

devalues education

کاهش ارزش آموزش

جملات نمونه

the sudden increase in supply devalues the product.

افزایش ناگهانی عرضه، ارزش محصول را کاهش می‌دهد.

inflation devalues money over time.

تورم باعث کاهش ارزش پول در طول زمان می‌شود.

criticism from peers often devalues one's confidence.

انتقاد از همکاران اغلب اعتماد به نفس یک فرد را کاهش می‌دهد.

excessive discounts can devalue a brand.

تخفیف‌های بیش از حد می‌تواند ارزش یک برند را کاهش دهد.

when a currency devalues, imports become more expensive.

زمانی که ارز کاهش می‌یابد، واردات گران‌تر می‌شوند.

overexposure devalues the artistic quality of a piece.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض دید، کیفیت هنری یک اثر را کاهش می‌دهد.

neglecting education devalues future opportunities.

نادیده گرفتن آموزش، فرصت‌های آینده را کاهش می‌دهد.

he believes that negative feedback devalues his efforts.

او معتقد است که بازخورد منفی تلاش‌های او را کاهش می‌دهد.

market trends can quickly devalue investments.

روندهای بازار می‌توانند به سرعت سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش دهند.

relying too much on technology may devalue personal skills.

تکیه بیش از حد به فناوری ممکن است مهارت‌های فردی را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید