diffuses

[ایالات متحده]/dɪˈfjuːzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈfjuːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نور را کمرنگ یا پخش کردن؛ باعث پخش یا پراکنده شدن؛ به طور گسترده منتشر یا توزیع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

light diffuses

نور منتشر می‌شود

heat diffuses

گرما منتشر می‌شود

smell diffuses

بو منتشر می‌شود

sound diffuses

صدا منتشر می‌شود

energy diffuses

انرژی منتشر می‌شود

lightly diffuses

به آرامی منتشر می‌شود

quickly diffuses

به سرعت منتشر می‌شود

gently diffuses

به ملایمت منتشر می‌شود

evenly diffuses

به طور یکنواخت منتشر می‌شود

slowly diffuses

به آرامی منتشر می‌شود

جملات نمونه

light diffuses through the curtains.

نور از میان پرده‌ها منتشر می‌شود.

the scent of flowers diffuses in the air.

عطر گلها در هوا پخش می‌شود.

heat diffuses evenly in the room.

گرما به طور یکنواخت در اتاق پخش می‌شود.

the news quickly diffuses among the crowd.

اخبار به سرعت در میان جمعیت پخش می‌شود.

knowledge diffuses through education.

دانش از طریق آموزش منتشر می‌شود.

water diffuses into the soil.

آب به داخل خاک نفوذ می‌کند.

the aroma of coffee diffuses throughout the house.

عطر قهوه در سراسر خانه پخش می‌شود.

sound diffuses in all directions.

صدا در همه جهات پخش می‌شود.

light diffuses softly in the evening.

نور به آرامی در شبتاب می‌تابد.

the idea diffuses slowly but surely.

ایده به آرامی اما به طور پیوسته منتشر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید