in the doghouse
در خانہ سگ
Mr Brown was in the doghouse again.
آقای براون دوباره در حال و هوای بدی بود.
I'm in the doghouse with my wife at the moment: I forgot it was her birthday yesterday!
من در حال حاضر با همسرم در وضعیت بدی قرار دارم: دیروز فراموش کردم تولدش است!
He's in the doghouse with his boss for missing the deadline.
او به دلیل از دست دادن مهلت مقرر، با رئیسش در وضعیت بدی قرار دارد.
She knows she'll be in the doghouse if she forgets their anniversary.
او میداند اگر سالگرد ازدواجشان را فراموش کند، در وضعیت بدی قرار خواهد گرفت.
After breaking his mom's favorite vase, he's definitely in the doghouse.
بعد از شکستن تنگ مورد علاقه مادرش، او قطعاً در وضعیت بدی قرار دارد.
I don't want to end up in the doghouse with my girlfriend.
من نمیخواهم در نهایت با نامزدیم در وضعیت بدی قرار بگیرم.
He's been sleeping on the couch since he's in the doghouse with his wife.
از آنجایی که با همسرش در وضعیت بدی قرار دارد، روی مبل میخوابد.
I forgot to pick up my sister from school, now I'm in the doghouse.
فراموش کردم خواهر کوچکترم را از مدرسه تحویل بگیرم، حالا در وضعیت بدی قرار دارم.
She's been in the doghouse with her friends ever since she lied to them.
از آن زمان که به آنها دروغ گفت، با دوستانش در وضعیت بدی قرار گرفته است.
He's trying to make it up to her after landing in the doghouse.
او بعد از قرار گرفتن در وضعیت بد، سعی میکند جبران کند.
If you forget to feed the cat again, you'll be in the doghouse.
اگر دوباره فراموش کنید به گربه غذا بدهید، در وضعیت بدی قرار خواهید گرفت.
She's still in the doghouse for missing her best friend's wedding.
او هنوز به دلیل غیبت در عروسی بهترین دوستش در وضعیت بدی قرار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید