famine

[ایالات متحده]/ˈfæmɪn/
[بریتانیا]/ˈfæmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود شدید غذا، معمولاً منجر به گرسنگی گسترده؛ کمبود شدید.

جملات نمونه

famine as an aftermath of drought.

خشکسالی پس از خشکسالی

such natural phenomena as famine and plenty.

پدیده‌های طبیعی مانند قحطی و فراوانی

drought could result in famine throughout the region.

خشکسالی ممکن است باعث قحطی در سراسر منطقه شود.

the cotton famine of the 1860s.

قحطی پنبه در دهه 1860

raising money for famine relief.

جمع‌آوری پول برای کمک به قحطی‌زدگان

famine and its attendant diseases

قحطی و بیماری‌های همراه آن

Famine caused widespread distress.

قحطی باعث رنج گسترده شد.

Famine visited this region.

قحطی این منطقه را در نوردید.

famine, pestilence and other evils

قحطی، بیماری‌های واگیردار و سایر شریعت‌ها

Famine and war still afflict mankind.

گرسنگی و جنگ هنوز هم بشریت را رنج می دهند.

We're collecting for the famine victims.

ما برای کمک به قربانیان قحطی جمع‌آوری می‌کنیم.

We made a contribution to the famine relief fund.

ما به صندوق کمک رسانان گرسنگی کمک کردیم.

There was once a grievous famine in the land.

در گذشته یک قحطی شدید در این سرزمین وجود داشت.

They were crazed by the famine and pestilence of that bitter winter.

آنها به دلیل قحطی و بیماری‌های سخت زمستان دیوانه شده بودند.

The war left destruction and famine in its wake.

جنگ، ویرانی و قحطی را در پی داشت.

The specter of famine walks through the land.

شبح قحطی در این سرزمین قدم می‌زند.

countries that regularly suffer famines

کشورهایی که به طور منظم دچار قحطی می‌شوند

People bought in stocks of tinned goods in anticipation of a famine year.

مردم در انتظار سال قحطی، مواد غذایی کنسروی خریدند.

نمونه‌های واقعی

This would devastate agriculture and cause a global famine.

این موضوع باعث ویرانی کشاورزی و ایجاد قحطی جهانی خواهد شد.

منبع: If there is a if.

Hence there was big famine in our country.

بنابراین، قحطی بزرگی در کشور ما وجود داشت.

منبع: Rivers and Life: The Nile River

Fitzgerald hopes to raise awareness of Yemen's famine.

فیتزجرالد امیدوار است آگاهی از قحطی در یمن را افزایش دهد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

It has killed so many animals and caused so much famine.

این موضوع باعث کشته شدن بسیاری از حیوانات و ایجاد قحطی فراوان شده است.

منبع: VOA Standard Speed April 2016 Compilation

Famine has often been the sequel of war.

قحطی اغلب نتیجه جنگ بوده است.

منبع: Liu Yi breaks through 10,000 English vocabulary words.

Then, the world needed to produce much more rice to stave off famine.

سپس، جهان به تولید برنج بیشتر برای جلوگیری از قحطی نیاز داشت.

منبع: New York Times

They flee the potato famine in Ireland In search of a new life.

آنها از قحطی سیب زمینی در ایرلند فرار می کنند به دنبال یک زندگی جدید.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

On February 20th, the United Nations declared a famine in parts of South Sudan.

در 20 فوریه، سازمان ملل متحد قحطی را در بخش‌هایی از سودان جنوبی اعلام کرد.

منبع: VOA Daily Standard March 2017 Collection

This is just one level below famine.

این فقط یک سطح پایین‌تر از قحطی است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

It is through this that they suffer famine.

از طریق همین موضوع است که آنها دچار قحطی می شوند.

منبع: Tao Te Ching

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید