for the fieldworker who deals with real problems, paperwork is incidental.
برای کارشناس زمینی که با مشکلات واقعی سر و کار دارد، کارهای اداری اتفاقی هستند.
A round sum of money would not have filled this fieldworker's mind with such content. " A fine door-slab, " says he proudly.
مبلغ قابل توجهی پول نمیتوانست ذهن این کارگر میدانی را با چنین محتوایی پر کند. «یک درب خوب،» او با افتخار میگوید.
منبع: The Growth of the Earth (Part 2)But even if we groomed thousands of fieldworkers and dispatched them to the farthest corners of the world, it would not be effort enough, for wherever life can be, it is.
اما حتی اگر هزاران کارگر میدانی را آموزش داده و به دورترین نقاط جهان اعزام میکردیم، تلاش کافی نبود، زیرا هر جا که زندگی وجود دارد، آنجا است.
منبع: A Brief History of EverythingDetails have been announced of how the university plans to use its prized archive of English life and language that was gathered by Leeds University fieldworkers in the 1950s and 1960s.
جزئیاتی اعلام شدهاند در مورد اینکه دانشگاه چگونه قصد دارد از بایگانی ارزشمند خود از زندگی و زبان انگلیسی که توسط کارگران میدانی دانشگاه لیدز در دهه 1950 و 1960 جمعآوری شده است، استفاده کند.
منبع: Selected English short passagesNo, Sivert was no hand at reeling off a lot of talk; he was a fieldworker, sure of what he said, and speaking calmly when he spoke at all. What was there to talk about here?
نه، زیورت در صحبت کردن زیاد مهارت نداشت؛ او یک کارگر میدانی بود، مطمئن به آنچه میگفت و با آرامش صحبت میکرد، در صورت صحبت کردن. در اینجا چه چیزی برای صحبت کردن وجود داشت؟
منبع: The Growth of the Earth (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید