firebrands

[ایالات متحده]/ˈfaɪəbrændz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərbrændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشعل‌ها; چوب‌های سوزان; آتش‌زن‌ها; تحریک‌کنندگان شورش

عبارات و ترکیب‌ها

firebrands of change

جرقه های تغییر

firebrands of revolution

جرقه های انقلاب

firebrands of hope

جرقه های امید

firebrands of passion

جرقه های اشتیاق

firebrands of justice

جرقه های عدالت

firebrands of freedom

جرقه های آزادی

firebrands of progress

جرقه های پیشرفت

firebrands of innovation

جرقه های نوآوری

firebrands of rebellion

جرقه های شورش

firebrands of resistance

جرقه های مقاومت

جملات نمونه

firebrands often ignite passion in social movements.

شعله‌ورها اغلب شور و اشتیاق را در جنبش‌های اجتماعی شعله‌ور می‌کنند.

the firebrands of change are essential for progress.

شعله‌ورهای تغییر برای پیشرفت ضروری هستند.

she is known as a firebrand in the political arena.

او به عنوان یک شعله‌ور در عرصه سیاسی شناخته می‌شود.

firebrands can sometimes create division among groups.

شعله‌ورها گاهی اوقات می‌توانند باعث ایجاد تفرقه در میان گروه‌ها شوند.

the firebrands of the revolution inspired many.

شعله‌ورهای انقلاب الهام‌بخش بسیاری بودند.

he was a firebrand, always challenging the status quo.

او یک شعله‌ور بود، همیشه وضعیت موجود را به چالش می‌کشید.

firebrands in history have changed the course of nations.

شعله‌ورها در تاریخ مسیر ملت‌ها را تغییر داده‌اند.

many firebrands emerged during the civil rights movement.

بسیاری از شعله‌ورها در طول جنبش حقوق مدنی ظهور کردند.

firebrands often face opposition for their views.

شعله‌ورها اغلب به دلیل نظرات خود با مخالفت روبرو می‌شوند.

her firebrand nature made her a leader among peers.

طبع آتشین او باعث شد که در بین همسالان خود یک رهبر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید