foregone

[ایالات متحده]/fɔː'gɒn/
[بریتانیا]/'fɔrɡɔn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلاً تعیین شده یا شناخته شده؛ اتفاق افتادن یا وجود داشتن قبل از یک رویداد خاص.
v. اتفاق افتادن قبل از یک رویداد خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

foregone conclusion

نتیجه از پیش تعیین شده

foregone era

عصر گذشته

foregone opportunity

فرصت از دست رفته

جملات نمونه

The victory was a foregone conclusion.

پیروزی یک نتیجه از پیش تعیین شده بود.

It’s a foregone conclusion that Spain will win tonight’s match.

این یک نتیجه از پیش تعیین شده است که اسپانیا در مسابقه امشب پیروز خواهد شد.

poets dream of lives foregone in worlds fantastical.

شاعران رویای زندگی هایی از دست رفته را در دنیاهای خیالی می بینند.

foregone conclusion of the match

نتیجه از پیش تعیین شده مسابقه

foregone conclusion of the experiment

نتیجه از پیش تعیین شده آزمایش

foregone conclusion of the trial

نتیجه از پیش تعیین شده دادگاه

foregone conclusion of the negotiation

نتیجه از پیش تعیین شده مذاکره

foregone conclusion of the election

نتیجه از پیش تعیین شده انتخابات

foregone conclusion of the story

نتیجه از پیش تعیین شده داستان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید