foregone conclusion
نتیجه از پیش تعیین شده
foregone era
عصر گذشته
foregone opportunity
فرصت از دست رفته
The victory was a foregone conclusion.
پیروزی یک نتیجه از پیش تعیین شده بود.
It’s a foregone conclusion that Spain will win tonight’s match.
این یک نتیجه از پیش تعیین شده است که اسپانیا در مسابقه امشب پیروز خواهد شد.
poets dream of lives foregone in worlds fantastical.
شاعران رویای زندگی هایی از دست رفته را در دنیاهای خیالی می بینند.
foregone conclusion of the match
نتیجه از پیش تعیین شده مسابقه
foregone conclusion of the experiment
نتیجه از پیش تعیین شده آزمایش
foregone conclusion of the trial
نتیجه از پیش تعیین شده دادگاه
foregone conclusion of the negotiation
نتیجه از پیش تعیین شده مذاکره
foregone conclusion of the election
نتیجه از پیش تعیین شده انتخابات
foregone conclusion of the story
نتیجه از پیش تعیین شده داستان
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید