forgettable

[ایالات متحده]/fəˈɡetəbl/
[بریتانیا]/fɚ'ɡɛtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی فراموش شدنی; قادر به فراموش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

forgettable experience

تجربه فراموش‌شدنی

جملات نمونه

a movie with very forgettable characters.

یک فیلم با شخصیت‌های بسیار فراموش‌شدنی

نمونه‌های واقعی

But it is also curiously forgettable.

اما این موضوع همچنین به طرز عجیبی زود فراموش می شود.

منبع: The Economist - Arts

It was to be Arnold's first, and most forgettable film.

این اولین و فراموش شده ترین فیلم آرنولد بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Nothing is more forgettable than the trip that goes exactly as planned.

هیچ چیز بیشتر از سفری که دقیقاً طبق برنامه پیش می رود، فراموش نمی شود.

منبع: National Geographic Anthology

So technically, the first email is completely forgettable and therefore I've forgotten.

بنابراین از نظر فنی، اولین ایمیل کاملاً فراموش شدنی است و به همین دلیل من آن را فراموش کردم.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

Entertainment Weekly said the show's numbers were a mostly lacklustre collection of forgettable tunes.

هفته‌نامه‌ی سرگرمی گفت که آمار برنامه مجموعه‌ای کسل‌کننده از آهنگ‌های فراموش‌شدنی بود.

منبع: BBC Listening Compilation February 2017

And while this might keep us out of trouble, it usually just makes you totally forgettable.

در حالی که این ممکن است ما را از درگیری دور نگه دارد، معمولاً شما را کاملاً فراموش کردنی می کند.

منبع: Popular Science Essays

Information by itself is forgettable but when information is combined with emotions, it can become a long-term memory.

اطلاعات به خودی خود فراموش شدنی است، اما وقتی اطلاعات با احساسات ترکیب شود، می تواند به خاطره ای طولانی مدت تبدیل شود.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Y-you know, it is funny that you keep calling your chili " famous" when I find it a little… forgettable.

می‌دانید، خنده‌دار است که شما همچنان چیلی خود را "فاموس" می نامید در حالی که من آن را کمی... فراموش کردنی می یابم.

منبع: Modern Family - Season 10

It can be a quick fix, a passing trend, a forgettable item that we wear once for that random date.

این می تواند یک راه حل سریع، یک روند گذرا، یک وسیله فراموش شدنی باشد که ما یک بار برای آن قرار تصادفی می پوشیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Hmm, in my opinion, the entire meal was forgettable.

اممم، به نظر من، کل وعده غذایی فراموش شدنی بود.

منبع: 2011 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید