formalities

[ایالات متحده]/fɔːˈmæl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/fɔrˈmæl.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رعایت دقیق قوانین برقرار شده؛ رویه‌ها یا الزامات رسمی؛ اقدامات روتین یا عادی؛ اقدامات یا تدابیر سطحی

عبارات و ترکیب‌ها

legal formalities

رسوم قانونی

official formalities

رسوم رسمی

necessary formalities

رسوم ضروری

customary formalities

رسوم متعارف

administrative formalities

رسوم اداری

social formalities

رسوم اجتماعی

business formalities

رسوم تجاری

standard formalities

رسوم استاندارد

formal formalities

رسوم رسمی و تشریفات

protocol formalities

رسوم و تشریفات پروتکل

جملات نمونه

we need to complete the necessary formalities before the event.

ما باید مراحل لازم را قبل از رویداد تکمیل کنیم.

she was frustrated by the endless formalities at the airport.

او از تشریفات بی‌پایان در فرودگاه ناامید شده بود.

they are just going through the formalities to finalize the deal.

آنها فقط در حال انجام تشریفات برای نهایی کردن معامله هستند.

after the formalities, we can start the meeting.

پس از انجام تشریفات، می‌توانیم جلسه را شروع کنیم.

he dislikes the formalities involved in corporate meetings.

او از تشریفاتی که در جلسات شرکتی وجود دارد خوش ندارد.

she enjoys the formalities of a traditional wedding.

او از تشریفات یک عروسی سنتی لذت می‌برد.

completing the formalities took longer than expected.

تکمیل تشریفات بیشتر از حد انتظار طول کشید.

they skipped the formalities and went straight to the celebration.

آنها از تشریفات چشم پوشی کردند و بلافاصله به جشن رفتند.

it’s important to understand the formalities of international travel.

درک تشریفات سفر بین‌المللی مهم است.

we must adhere to the formalities set by the organization.

ما باید به تشریفاتی که توسط سازمان تعیین شده است پایبند باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید