gentility

[ایالات متحده]/dʒen'tɪlɪtɪ/
[بریتانیا]/dʒɛn'tɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت اجتماعی و آداب refined، که ظرافت و ادب را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

displaying gentility

نشان دادن نجابت

elegance and gentility

ظرافت و نجابت

manners of gentility

رفتار نجيبانه

gentility in behavior

نجابت در رفتار

جملات نمونه

She carries herself with great gentility.

او با وقار و نجابت خاص حرکت می‌کند.

The royal family is known for their gentility.

خانواده سلطنتی به خاطر نجابت و آداب معاشرت خوبشان مشهور هستند.

He spoke with a gentility that was rare in today's society.

او با نجابتی صحبت کرد که در دنیای امروز نادر بود.

The novel depicts the gentility of the upper class.

این رمان تصویری از نجابت طبقه بالا ارائه می‌دهد.

Her gentility and grace charmed everyone at the party.

نجابت و لطف او همه را در مهمانی مجذوب خود کرد.

The old man's gentility and wisdom were admired by all.

نجابت و خرد مرد مسن مورد تحسین همه قرار گرفت.

The painting captures the essence of gentility in the Victorian era.

این نقاشی جوهر نجابت را در دوران ویکتوریایی به تصویر می‌کشد.

The hotel exudes an air of gentility and sophistication.

این هتل حال و هوای نجابت و ظرافت را از خود ساطع می‌کند.

The actress's gentility on and off the screen has won her many fans.

نجابت او هم در صحنه و هم خارج از صحنه، باعث شده است که طرفداران زیادی به دست آورد.

The poet's words are filled with gentility and beauty.

کلمات شاعر پر از نجابت و زیبایی هستند.

نمونه‌های واقعی

These young ladies brought up with gentility showed great elegance in their behavior.

این خانم‌های جوان که با آداب و رسوم بزرگ شده بودند، در رفتارشان بسیار مؤدب و با وقار بودند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

It made Lydia wonder whether gentility might be a product of genetic engineering.

این موضوع باعث شد لیڈیا فکر کند که آیا آداب و رسوم ممکن است محصول مهندسی ژنتیک باشد.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

It was the final throe of what called itself old gentility.

این آخرین تلاش چیزی بود که خود را به عنوان آداب و رسوم قدیمی معرفی می کرد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

Between them, they taught her all that a gentlewoman should know, but she learned only the outward signs of gentility.

آنها به طور مشترک به او همه چیزهایی را که یک زن مؤدب باید بداند آموزش دادند، اما او فقط علائم بیرونی آداب و رسوم را آموخت.

منبع: Gone with the Wind

It was a fair parallel between new Plebeianism and old Gentility.

این یک مقایسه منصفانه بین نوبلیسم جدید و آداب و رسوم قدیمی بود.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

Scarlett thought she had never seen a man with such wide shoulders, so heavy with muscles, almost too heavy for gentility.

اسکارلت فکر کرد تا به حال مردی با چنین شانه‌هایی عریض و عضلانی ندیده است، تقریباً بیش از حد برای آداب و رسوم.

منبع: Gone with the Wind

She was reducing the establishment to the narrowest compass compatible with decent gentility.

او نهاد را به کمترین محدوده ای که با آداب و رسوم مناسب سازگار باشد، کاهش می داد.

منبع: Lovers in the Tower (Part 1)

Today's Burgos feels workaday, but with a hint of gentility and former power.

برگوس امروز حال و هوای روزمره دارد، اما با اشاره ای به آداب و رسوم و قدرت سابق.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

300,000 people. Visitors focus on its old center, where life has a gentility that belies its illustrious past.

300 هزار نفر. بازدیدکنندگان بر روی مرکز قدیمی آن تمرکز می کنند، جایی که زندگی آداب و رسومی دارد که با گذشته جالب توجه آن در تضاد است.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

It was a large house and really had an air of faded gentility about it.

این یک خانه بزرگ بود و واقعاً حال و هوای آداب و رسوم از بین رفته ای داشت.

منبع: Listen to this 2 Intermediate English Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید