hedonistic

[ایالات متحده]/ˌhi:dəˈnɪstɪk/
[بریتانیا]/ˌhidə'nɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های لذت‌گرایی

عبارات و ترکیب‌ها

hedonistic lifestyle

سبک زندگی لذت‌گرا

جملات نمونه

lives of unending hedonistic delight

زندگی‌های لذت‌طلبانه بی‌پایان

Then you are of no further interest to me, rivel... though I suspect your dreams will be filled with dark imaginings of the hedonistic pleasures you have denied yourself.

دیگر برای من مهم نیستید، رقیب... اگرچه حدس می‌زنم رویاهای شما با تصورات تاریک از لذت‌های حسی که از خودتان دریغ کرده‌اید، پر خواهد شد.

indulging in hedonistic pleasures

لذت بردن از لذت‌های حسی

embracing a hedonistic approach

پذیرش یک رویکرد لذت‌طلبانه

نمونه‌های واقعی

Do you want friends that are dishonest, self-centered, and hedonistic?

آیا می خواهید دوستانی داشته باشید که صادق نیستند، خودخواه و حریص هستند؟

منبع: Tales of Imagination and Creativity

When a 1960 film brought the hedonistic escapade there to the big screen, Americans became mesmerised.

وقتی یک فیلم در سال 1960 ماجراجویی حریصانه را به پرده نقره‌ای آورد، آمریکایی ها مسحور شدند.

منبع: The Economist (Summary)

The only politician whose views chime with the liberal young is the hedonistic mayor of London, Boris Johnson.

تنها سیاستمداری که نظراتش با جوانان لیبرال همخوانی دارد، شهردار حریصانه لندن، بوریس جانسون است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Some research suggests there is an acute uptick in hedonistic drive towards fatty and sweet foods after exercise.

برخی تحقیقات نشان می‌دهد که پس از ورزش، میل به غذاهای چرب و شیرین به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

In Andrei Rublev, we see a world defined by suffering and war, where the only pleasure is found in hedonistic pursuits.

در آندری روبلوف، ما دنیایی را می‌بینیم که با رنج و جنگ تعریف شده است، جایی که تنها لذت در فعالیت‌های حریصانه یافت می‌شود.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Where this mount is large, an extravagant, hedonistic and pleasure seeking nature would seem to be implied.

جایی که این کوه بزرگ است، به نظر می‌رسد که طبیعت پر زرق و زرق و سهم، حریصانه و جستجوی لذت به طور ضمنی بیان شده است.

منبع: Listen to this 2 Intermediate English Listening

Humans turn to art, explore the cultures of the vast universe and indulge in straightforwardly hedonistic pleasures.

انسانان به هنر روی می‌آورند، فرهنگ‌های جهان هستی را کشف می‌کنند و در لذت‌های حریصانه به طور مستقیم غرق می‌شوند.

منبع: Economist Finance and economics

The table had been in the center of the kitchen where these sort of hedonistic summers of love would happen.

میز در مرکز آشپزخانه قرار داشت، جایی که این نوع تابستان‌های عشق حریصانه اتفاق می‌افتاد.

منبع: Idol speaks English fluently.

We are therefore condemned to be free, condemned because our freedom is far from that of the carefree, hedonistic consumer on a shopping spree.

بنابراین ما محکوم به آزادی هستیم، محکوم به این دلیل که آزادی ما دور از آزادی مصرف کننده بی فکر، حریصانه در حال خرید است.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

In the documentary she says it eventually broke them up: I knew I was going to have to leave him and that whole hedonistic relationship.

در مستند می‌گوید که در نهایت باعث جدایی آنها شد: می‌دانستم که باید او و آن رابطه حریصانه را ترک کنم.

منبع: People Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید