impress

[ایالات متحده]/ɪmˈpres/
[بریتانیا]/ɪmˈpres/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بر روی کسی تأثیر عمیقی گذاشتن \n تأثیر ماندگاری گذاشتن بر \n با یک مهر علامت گذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

impressive performance

عملکرد چشمگیر

impress on

تاثیرگذاری بر

impress upon

تاثیرگذاری بر

جملات نمونه

the impress of one's personality

اثر شخصیت فرد

impress wax with a seal

مهر را با موم تزریق کنید

they immediately impressed the judges.

آنها بلافاصله داوران را تحت تاثیر قرار دادند.

impressed a design on the hot wax.

طرح را روی موم داغ تزریق کرد.

the impress of bare feet in the sand;

اثر پابرهنه در شن‌ها;

impress a motion upon a wheel

حرکتی را روی چرخ تزریق کنید

He impressed me favourably.

او من را به طور مطلوب تحت تاثیر قرار داد.

The design was impressed on the cloth.

طرح روی پارچه تزریق شد.

This lesson is impressed on my mind.

این درس در ذهن من حک شده است.

a scene that impressed itself on his memory; tries to impress the value of money on the students.

صحنه‌ای که خود را در حافظه او حک کرد؛ سعی می‌کند ارزش پول را به دانش‌آموزان القا کند.

noting expensive or modish just to impress people

هیچ چیز گران یا مد روز فقط برای تحت تاثیر قرار دادن مردم نیست

They are impressed by the sheer professionalism of the performance.

آنها تحت تاثیر حرفه‌ای بودن محض نمایش قرار دارند.

I was impressed by her capacity for hard work.

من تحت تاثیر توانایی او در انجام کارهای سخت قرار گرفتم.

the Railway Company should impress the cards with a stamp.

شرکت راه‌آهن باید کارت‌ها را با مهر تأیید کند.

a revenue stamp was embossed or impressed on the instrument.

تمبر درآمدی یا مهر شده روی وسیله نقلیه درج شده بود.

nobody impressed on me the need to save.

هیچ کس اهمیت پس انداز را به من القا نکرد.

bluish marks made by the impress of his fingers.

علامت‌های آبی‌مانند ناشی از فشار انگشتانش.

نمونه‌های واقعی

But there's really impressive stuff in there.

اما واقعاً چیزهای چشمگیری در آن وجود دارد.

منبع: Trendy technology major events!

What hope have I got to ever impress?

من چه امیدی دارم که بتوانم تأثیرگذار باشم؟

منبع: Christmas look look look

Each may have just a single chance to impress a female.

هر کدام ممکن است فقط یک فرصت برای تحت تأثیر قرار دادن یک زن داشته باشد.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

I guess it was me you should have impressed.

فکر کنم من بودم که باید تحت تأثیر قرارشان می‌داشتم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

You know how that impresses Germans.

می‌دانید که این چگونه آلمانی‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Harry thought he had rather impressed his uncle with this argument.

هری فکر کرد که با این استدلال، عمویش را تا حدودی تحت تأثیر قرار داده است.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

The ability to make money doesn't impress anybody around here.

توانایی کسب درآمد، باعث تحت تأثیر قرار گرفتن کسی در این اطراف نمی‌شود.

منبع: Social network

Craigievar is a treasure trove of impressive artefacts and decoration.

کرایگی‌وار گنجینه‌ای از آثار و تزئینات چشمگیر است.

منبع: BBC English Unlocked

You see, I've always been impressed by this thing about paintings.

می‌بینید، من همیشه تحت تأثیر این موضوع در مورد نقاشی‌ها قرار داشته‌ام.

منبع: The Pianist on the Ocean

Not only do I think you're flexing, but you're totally exaggerating just to impress people!

نه تنها فکر می‌کنم در حال خودنمایی هستی، بلکه کاملاً اغراق می‌کنی فقط برای تحت تأثیر قرار دادن مردم!

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید