inflammable

[ایالات متحده]/ɪn'flæməb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'flæməbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی مشتعل، به راحتی هیجان‌زده

عبارات و ترکیب‌ها

inflammable liquid

سیال قابل اشتعال

inflammable gas

گاز قابل اشتعال

جملات نمونه

These gases are highly inflammable.

این گازها به شدت قابل اشتعال هستند.

the most inflammable issue in US politics today.

مهم‌ترین مسئله قابل اشتعال در سیاست ایالات متحده امروز.

The implementation of hot work for station crude oil pipeline must be in accordance with the standard of SY5859-93 because the media transported are solidifiable,inflammable,and explosive.

اجرای کارهای داغ برای خط لوله نفت خام ایستگاه باید مطابق با استاندارد SY5859-93 باشد زیرا رسانه های حمل شده قابل انعقاد، قابل اشتعال و قابل انفجار هستند.

Please be careful with that inflammable material.

لطفاً با آن ماده قابل اشتعال مراقب باشید.

The factory stored the inflammable chemicals in a secure location.

کارخانه مواد شیمیایی قابل اشتعال را در یک مکان امن ذخیره کرد.

Inflammable liquids should be kept away from heat sources.

مواد قابل اشتعال باید دور از منابع گرما نگهداری شوند.

The warning label clearly stated that the substance was inflammable.

برچسب هشدار به وضوح بیان می‌کرد که ماده قابل اشتعال است.

The firefighters quickly extinguished the flames from the inflammable gas leak.

آتش‌نشانان به سرعت آتش ناشی از نشت گاز قابل اشتعال را خاموش کردند.

Inflammable materials must be handled with caution to prevent accidents.

مواد قابل اشتعال باید با احتیاط جابجا شوند تا از بروز حوادث جلوگیری شود.

The storage room is not suitable for storing inflammable items due to lack of ventilation.

به دلیل تهویه نامناسب، اتاق ذخیره‌سازی برای نگهداری اقلام قابل اشتعال مناسب نیست.

The company provided special training on handling inflammable substances to its employees.

شرکت آموزش‌های ویژه در مورد نحوه برخورد با مواد قابل اشتعال را به کارمندان خود ارائه داد.

The fire department conducted a drill to practice responding to a fire involving inflammable materials.

اداره آتش‌نشانی یک تمرین برای تمرین پاسخ به آتش‌سوزی با مواد قابل اشتعال انجام داد.

It is important to follow safety guidelines when working with inflammable substances.

هنگام کار با مواد قابل اشتعال، پیروی از دستورالعمل‌های ایمنی مهم است.

نمونه‌های واقعی

Inflammable means the same as flammable.

غیر قابل اشتعال به معنای مشابه با قابل اشتعال است.

منبع: Grandparents' Business English Class

So, actually " inflammable" means in flames.

بنابراین، در واقع، " غیر قابل اشتعال " به معنای در شعله است.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

He determined that hydrogen wasn't " inflammable air, " it was an element.

او متوجه شد که هیدروژن " هوای غیر قابل اشتعال " نیست، بلکه یک عنصر است.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

What was inflammable has been burnt to ashes; what is left is deathless.

آنچه قابل اشتعال بود به خاکستر تبدیل شده است؛ آنچه باقی مانده جاودان است.

منبع: Family and the World (Part 2)

When the very flammable hydrogen gas was discovered as its own element in the 1760s, it was dubbed " inflammable air."

وقتی گاز هیدروژن بسیار قابل اشتعال به عنوان یک عنصر جداگانه در دهه 1760 کشف شد، به " هوای غیر قابل اشتعال " نامگذاری شد.

منبع: Scishow Selected Series

So, your brain looks at this and says: " inflammable" , " flammable" .

بنابراین، مغز شما به این نگاه می‌کند و می‌گوید: « غیر قابل اشتعال»، « قابل اشتعال».

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

" Inflammable" and " flammable" both mean the same thing.

" غیر قابل اشتعال" و " قابل اشتعال" هر دو به معنای یک چیز هستند.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

So, if you look at this word in your logical brain, " inflammable" and " flammable" must mean the opposite.

بنابراین، اگر با مغز منطقی خود به این کلمه نگاه کنید، « غیر قابل اشتعال» و « قابل اشتعال» باید معنای متضادی داشته باشند.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

" Inflammable" has been used to mean both " able to be set on fire" and " unable to be set on fire" .

از " غیر قابل اشتعال" برای معنای " قابل اشتعال " و " غیر قابل اشتعال " استفاده شده است.

منبع: Selected English short passages

" Inflammable" must mean that something cannot catch fire, while as " flammable" must mean logically that something can catch fire.

« غیر قابل اشتعال» باید به این معنا باشد که چیزی نمی تواند آتش بگیرد، در حالی که « قابل اشتعال» باید به طور منطقی به این معنا باشد که چیزی می تواند آتش بگیرد.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید