instances

[ایالات متحده]/ˈɪnstənsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪnstənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه‌ها یا مواردی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

specific instances

موارد خاص

real-life instances

موارد واقعی

multiple instances

موارد متعدد

rare instances

موارد نادر

unusual instances

موارد غیرمعمول

frequent instances

موارد مکرر

notable instances

موارد قابل توجه

previous instances

موارد قبلی

isolated instances

موارد جدا شده

common instances

موارد رایج

جملات نمونه

there are several instances where teamwork is essential.

چندین مورد وجود دارد که همکاری ضروری است.

in some instances, you may need to adjust your approach.

در برخی موارد، ممکن است نیاز به تنظیم رویکرد خود داشته باشید.

we encountered multiple instances of miscommunication.

ما با موارد متعددی از سوء تفاهم مواجه شدیم.

instances of fraud have increased in recent years.

موارد تقلب در سال های اخیر افزایش یافته است.

there are instances when you should trust your instincts.

مواردی وجود دارد که باید به غرایز خود اعتماد کنید.

instances of success can inspire others to achieve more.

مواردی از موفقیت می تواند الهام بخش دیگران برای دستیابی به بیشتر شود.

we need to analyze the instances of failure to improve.

ما باید موارد شکست را برای بهبود تجزیه و تحلیل کنیم.

instances of kindness can change someone's day.

مواردی از مهربانی می تواند روز یک نفر را تغییر دهد.

there are instances when rules can be bent for good reasons.

مواردی وجود دارد که قوانین را می توان به دلایل خوب تغییر داد.

in rare instances, the results may not be as expected.

در موارد نادر، نتایج ممکن است همانطور که انتظار می رود نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید