jargon

[ایالات متحده]/ˈdʒɑːɡən/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːrɡən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبان فنی یا اصطلاحات

جملات نمونه

technical jargon that was opaque to her.

واژگان تخصصی که برای او مبهم بود.

apparently meaningless jargon

واژگان بی‌معنای ظاهری

be unversed in the jargon of the social scientist

در استفاده از اصطلاحات متخصص علوم اجتماعی مهارت نداشت.

salesmen who use jargon to imply superior knowledge.

فروشندگانی که از اصطلاحات تخصصی برای نشان دادن دانش برتر استفاده می‌کنند.

the jargon has given us ‘downsizing’ as a euphemism for cuts.

اصطلاحات تخصصی به ما 'کوچک‌سازی' را به عنوان یک واژه ملایم برای کاهش‌ها داده است.

He spoke such a jargon I couldn't make head or tail of what he said.

او با چنین اصطلاحات تخصصی صحبت می‌کرد که نمی‌توانستم بفهمم چه می‌گوید.

The guide, Pimp Your Vocab, aims to demystify the jargon used by teenagers and young people.

راهنما، Pimp Your Vocab، هدف آن غیرقابل‌فهم جلوه دادن اصطلاحات مورد استفاده نوجوانان و جوانان است.

The only magazine in the waiting room was a scientific journal full of technical jargon above my head.

تنها مجله‌ای که در اتاق انتظار وجود داشت، یک مجله علمی پر از اصطلاحات تخصصی بود که از درک من خارج بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید