megabyte

[ایالات متحده]/'mɛɡəbaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مگابایت (واحد اطلاعات برابر با یک میلیون بایت)

جملات نمونه

The file size is 5 megabytes.

حجم فایل 5 مگابایت است.

My new phone has a storage capacity of 128 megabytes.

گوشی جدید من دارای ظرفیت ذخیره‌سازی 128 مگابایت است.

I need to download a software update that is 50 megabytes.

من باید یک به‌روزرسانی نرم‌افزاری به حجم 50 مگابایت را دانلود کنم.

The game requires at least 2 gigabytes of RAM and 4 megabytes of video memory.

بازی به حداقل 2 گیگابایت رم و 4 مگابایت حافظه ویدئویی نیاز دارد.

I have a flash drive with a capacity of 256 megabytes.

من یک فلش درایو با ظرفیت 256 مگابایت دارم.

The email attachment is too large, it's 10 megabytes.

پیوست ایمیل خیلی بزرگ است، 10 مگابایت است.

The camera can store up to 1000 photos, each around 2 megabytes.

دوربین می‌تواند تا 1000 عکس را ذخیره کند، هر کدام حدود 2 مگابایت.

The video file is 100 megabytes in size.

فایل ویدیویی 100 مگابایت حجم دارد.

I need to transfer a document that is 3 megabytes in size.

من باید یک سند به حجم 3 مگابایت را انتقال دهم.

The new software update is 20 megabytes.

به‌روزرسانی نرم‌افزاری جدید 20 مگابایت است.

نمونه‌های واقعی

Something like this, and again what they are is they have 256 megabytes of memory if they're useful.

چیزی شبیه به این، و دوباره اینکه آنها چه هستند این است که ۲۵۶ مگابایت حافظه دارند اگر مفید باشند.

منبع: Previous Apple Keynotes

The flipside is that online interaction is still hidden behind the simulacrum of pixels and megabytes.

اما این واقعیت وجود دارد که تعاملات آنلاین هنوز پشت نمایانگرهای پیکسلی و مگابایت ها پنهان است.

منبع: The meaning of solitude.

And in 2017, they hit the top spot with an average internet speed of 28.6 megabytes per second.

و در سال ۲۰۱۷، آنها با میانگین سرعت اینترنت ۲۸.۶ مگابایت در ثانیه، به صدر رسیدند.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

The process currently costs about one thousand dollars per megabyte, but is expected to drop as the technology evolves.

این فرآیند در حال حاضر حدود هزار دلار به ازای هر مگابایت هزینه دارد، اما انتظار می‌رود با پیشرفت فناوری کاهش یابد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

He also has 100 megabytes of data.

او همچنین دارای ۱۰۰ مگابایت داده است.

منبع: 2012 ESLPod

It's got a 0.5 megabyte L2 backside cache, and then this thing screams, as you'll see in a minute.

دارای کش پشتی L2 به اندازه ۰.۵ مگابایت است و سپس این دستگاه فریاد می‌زند، همانطور که در عرض یک دقیقه خواهید دید.

منبع: Previous Apple Keynotes

The download for each language can be about 25 or 30 megabytes in size.

دانلود برای هر زبان می‌تواند حدود ۲۵ یا ۳۰ مگابایت باشد.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

12 megabytes of ram. 500 megabyte hard drive.

۱۲ مگابایت رم. هارد دیسک ۵۰۰ مگابایتی.

منبع: Friends Season 02

And this technique is able to compress all this 25 gigabytes into 45 megabytes without introducing any significant perceptible difference!

و این تکنیک قادر است تمام این ۲۵ گیگابایت را در ۴۵ مگابایت فشرده کند بدون اینکه هیچ تفاوت قابل توجهی ایجاد کند!

منبع: Two-Minute Paper

Twelve megabytes of RAM, 500-megabyte hard drive...

۱۲ مگابایت رم، هارد دیسک ۵۰۰ مگابایتی...

منبع: Friends (Video Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید