mire

[ایالات متحده]/maɪə/
[بریتانیا]/'maɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باتلاق; مرداب
vi. در گل گیر کردن; به مشکلات افتادن
vt. در گل گیر کردن; به مشکلات افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

mired in debt

در چاه بدهی فرو رفته

mire the situation

وضعیت را بدتر کند

جملات نمونه

the mire of poverty.

گل‌زار فقر

he has been left to squirm in a mire of new allegations.

او رها شده است تا در باتلاق اتهامات جدید دست و پا بزند.

sometimes a heavy truck gets mired down .

گاهی اوقات یک کامیون سنگین در گل فرو می‌رود.

his story is an achingly human one, mired in quotidian details.

داستان او یکی از داستان‌های به‌شدت انسانی است که در جزئیات روزمره گرفتار شده است.

He mired his car and had to go for help,

او ماشینش را در گل فرو برد و مجبور شد برای کمک رفت.

One year after the crash, the markets remain mired in a deep malaise.

یک سال پس از سقوط، بازارها هنوز در یک رکود عمیق فرو رفته‌اند.

the economy is mired in its longest recession since the second world war.

اقتصاد در طولانی‌ترین رکود از زمان جنگ جهانی دوم گرفتار شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید