optimist

[ایالات متحده]/ˈɒptɪmɪst/
[بریتانیا]/ˈɑːptɪmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که تمایل دارد نسبت به آینده امیدوار و مطمئن باشد؛ کسی که نگرش مثبتی به زندگی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

eternal optimist

خوشبین دائمی

optimistic individual

فرد خوشبین

جملات نمونه

Even optimists admit the outlook to be poor.

حتی خوش‌بین‌ها اعتراف می‌کنند که اوضاع وخیم است.

We are optimist and realist.

ما خوشبین و واقع‌گرا هستیم.

an incurable optimist; an incurable smoker.

یک خوش‌بین درمان‌ناپذیر؛ یک سیگاری درمان‌ناپذیر.

Pete, ever the optimist, said things were bound to improve.

پیتر، همیشه خوشبین، گفت که اوضاع قرار است بهتر شود.

The man who is a pessimist before forty-eight knows too much; the man who is an optimist after forty-eight knows too little.

مردی که قبل از چهل و هشت ساله بدبین است، زیاد می‌داند؛ مردی که بعد از چهل و هشت ساله خوشبین است، خیلی کم می‌داند.

She is an eternal optimist, always seeing the bright side of things.

او یک خوشبین ابدی است، همیشه جانب مثبت امور را می‌بیند.

As an optimist, he believes that every problem has a solution.

به عنوان یک خوشبین، او معتقد است که هر مشکلی راه حلی دارد.

The optimist in the group always lifts everyone's spirits with their positive attitude.

خوشبین گروه همیشه با نگرش مثبت خود، روحیه همه را بالا می‌برد.

Despite the challenges, she remains an optimist and continues to work towards her goals.

با وجود چالش‌ها، او همچنان خوشبین است و به تلاش برای دستیابی به اهداف خود ادامه می‌دهد.

Being an optimist, he sees setbacks as opportunities for growth.

به عنوان یک خوشبین، او شکست‌ها را به عنوان فرصت‌هایی برای رشد می‌بیند.

The optimist's cheerful demeanor is contagious and spreads positivity to those around them.

رفتار شادمانه خوشبین مسری است و مثبت‌نگری را به اطرافیان خود منتقل می‌کند.

Even in difficult times, the optimist maintains a hopeful outlook for the future.

حتی در زمان‌های سخت، خوشبین چشم‌انداز امیدوارانه‌ای برای آینده حفظ می‌کند.

Her friends admire her for being such a resilient optimist in the face of adversity.

دوستانش او را به خاطر خوشبینی و انعطاف‌پذیری‌اش در برابر سختی‌ها تحسین می‌کنند.

The optimist's belief in the inherent goodness of people often leads to positive outcomes.

باور خوشبین به خوبی ذاتی مردم اغلب منجر به نتایج مثبت می‌شود.

Despite the pessimism around him, he remains an unwavering optimist, believing in a better tomorrow.

با وجود بدبینی اطرافش، او همچنان یک خوشبین استوار باقی می‌ماند و به فرداهای بهتر باور دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید