ounce

[ایالات متحده]/aʊns/
[بریتانیا]/aʊns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد وزن برابر با ۱/۱۶ پوند؛ مقدار کمی؛ نوعی گربه وحشی (برف‌چال)

عبارات و ترکیب‌ها

fluid ounce

اونس سیال

ounce of prevention

وقفه پیشگیری

ounce of luck

شانس پیشگیری

ounce of courage

جرأت پیشگیری

troy ounce

اونس تروی

جملات نمونه

not an ounce of sympathy.

حتی ذره‌ای دلسوزی

an ounce of 23-carat gold.

یک انس طلای ۲۳ عیاری

An ounce is one sixteenth of a pound.

اونس یک شانزدهم پوند است.

An ounce in liquid measure is different from an ounce in dry measure.

اونس در پیمانه مایع با اونس در پیمانه خشک متفاوت است.

exert every ounce of energy

به کارگیری تمام انرژی

He hasn't an ounce of common sense.

او حتی ذره‌ای حواس مشترک ندارد.

Six ounces of cheese, please.

شش اونس پنیر، لطفاً.

Robyn summoned up every ounce of strength.

رابین تمام توان خود را جمع کرد.

she weighed out two ounces of loose tobacco.

او دو اونس تنباکوی آزاد وزن کرد.

He has used up the last ounce of oil.

او آخرین اونس روغن را مصرف کرده است.

He poured in every ounce of power but couldn't make it.

او تمام توان خود را ریخت، اما نتوانست آن را انجام دهد.

If because of moneyless you have to haggle over every ounce for every little thing all days , how could you be a happy person ?

اگر به دلیل نداشتن پول مجبورید هر روز برای هر چیز کوچکی چانه زنی کنید، چطور می توانید یک فرد شاد باشید؟

The unit of weight, incidentally, w as the " as "; one twelfth of this w as the "uncia", from which we get our ounce and inch.

واحد وزن، به طور اتفاقی، " آس " بود؛ یک دوازدهم این مقدار " اونسیای " بود، که از آنجا واحد اونس و اینچ را می‌گیریم.

Volume: liter, Cubic meter, milliliter, Gallon, Quart, Pint, Fluid Ounce, bushel, Fluid Arroba

حجم: لیتر، متر مکعب، میلی لیتر، گالن، کوارت، پینت، انس سیال، بشکه، آربا سیال

Any virtuous person is willing to cheer his friends on their spreading its wings for dreams,how could i haggle over every ounce upon such chickenshit lost?

هر فرد با فضیلتی مایل است دوستان خود را در حال گسترش بال هایشان برای تحقق بخشیدن به رویاها تشویق کند، چگونه می توانم در مورد هر ذره از چنین موضوع بی اهمیت و از دست رفته ای چانه زنی کنم؟

نمونه‌های واقعی

He never did one ounce of work after 1978.

او بعد از سال 1978 حتی یک انس هم کار نکرد.

منبع: Steve Jobs Biography

For scones, you need eight ounces of self-raising flour.

برای تهیه اسcones، به هشت انس آرد خود پف کننده نیاز دارید.

منبع: The Evolution of English Vocabulary

It's whatever-- $700 or $800 an ounce now.

هر چه که هست - حالا 700 یا 800 دلار به ازای هر انس.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

There isn't an ounce of ice.

حتی یک انس یخ هم وجود ندارد.

منبع: Environment and Science

But, there's another size they don't tell you about, short, which is eight ounces.

اما، اندازه دیگری وجود دارد که به شما نمی گویند، کوتاه، که هشت انس است.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

And it takes just a few ounces to cause problems.

و فقط چند انس طول می کشد تا مشکل ایجاد کند.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

So what's, how many, how many ounces in a pound?

پس چه قدر، چند تا، چند انس در یک پوند وجود دارد؟

منبع: Gourmet Base

" The country needs every ounce of its energy to restore itself" .

کشور به هر انس از انرژی خود برای بازسازی خود نیاز دارد.

منبع: VOA Special November 2020 Collection

They're for people who still possess an ounce of humanity.

آنها برای افرادی هستند که هنوز یک انس انسانیت دارند.

منبع: Desperate Housewives Season 7

The police stop him and find over two ounces of marijuana.

پلیس او را متوقف می کند و بیش از دو انس ماری جوانا پیدا می کند.

منبع: Out of Control Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید