refillable

[ایالات متحده]/ˌri:'filəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل پر شدن مجدد; قادر به پر شدن دوباره

جملات نمونه

I always prefer to use refillable water bottles.

من همیشه ترجیح می‌دهم از بطری‌های آب قابل شارژ مجدد استفاده کنم.

The refillable ink cartridges are more environmentally friendly than disposable ones.

کارتریج‌های جوهر قابل شارژ مجدد از نظر زیست محیطی بهتر از انواع یکبار مصرف هستند.

I bought a refillable coffee mug to reduce waste.

من یک فنجان قهوه قابل شارژ مجدد برای کاهش ضایعات خریدم.

Refillable gas lighters are convenient and cost-effective.

چراغ‌های نفتی قابل شارژ مجدد راحت و مقرون به صرفه هستند.

The refillable markers are more economical in the long run.

ماژیک‌های قابل شارژ مجدد در دراز مدت مقرون به صرفه‌تر هستند.

She always carries a refillable hand sanitizer in her bag.

او همیشه یک ضدعفونی کننده دست قابل شارژ مجدد در کیف خود حمل می‌کند.

The refillable containers are a sustainable alternative to single-use packaging.

ظروف قابل شارژ مجدد جایگزینی پایدار برای بسته‌بندی یکبار مصرف هستند.

I switched to using refillable pens to reduce plastic waste.

من به استفاده از خودکار قابل شارژ مجدد برای کاهش ضایعات پلاستیکی روی آوردم.

Refillable shampoo bottles are becoming more popular among eco-conscious consumers.

بطری‌های شامپو قابل شارژ مجدد در میان مصرف‌کنندگان آگاه به محیط زیست محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

The refillable toner cartridges for printers are cost-effective in the long run.

کارتریج‌های تونر قابل شارژ مجدد برای چاپگرها در دراز مدت مقرون به صرفه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید