relegates

[ایالات متحده]/ˈrɛlɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈrɛlɪˌɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به موقعیت پایین‌تر اختصاص دادن؛ ترفیع ندادن؛ منتقل کردن؛ طبقه‌بندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

relegates power

واگذاری قدرت

relegates authority

واگذاری اختیار

relegates responsibility

واگذاری مسئولیت

relegates tasks

واگذاری وظایف

relegates duties

واگذاری وظایف

relegates roles

واگذاری نقش‌ها

relegates functions

واگذاری توابع

relegates decisions

واگذاری تصمیمات

relegates positions

واگذاری سمت‌ها

relegates teams

واگذاری تیم‌ها

جملات نمونه

his poor performance relegates him to the bench.

عملکرد ضعیف او باعث می‌شود او به نیمکت فرستاده شود.

the new policy relegates many workers to lower-paying jobs.

سیاست جدید بسیاری از کارگران را به مشاغل کم‌درآمدتر می‌فرستد.

failure to meet the standards relegates the project to the back burner.

عدم موفقیت در برآورده کردن استانداردها، پروژه را به اولویت‌های بعدی می‌رساند.

that decision relegates the team to the second division.

تصمیم آن تیم را به دسته دوم ارتقا می‌دهد.

she feels that her ideas are often relegated to the sidelines.

او احساس می‌کند که ایده‌هایش اغلب به حاشیه رانده می‌شوند.

the changes in management relegated the original plan to obscurity.

تغییرات در مدیریت طرح اصلی را به فراموشی کشاند.

his lack of experience relegates him to entry-level positions.

کمبود تجربه او باعث می‌شود او به مشاغل سطح ابتدایی فرستاده شود.

the outdated technology relegates the company to a competitive disadvantage.

فناوری قدیمی شرکت را به ضعف رقابتی می‌رساند.

in this game, losing relegates the team from playoff contention.

در این بازی، باختن تیم را از مسابقات حذفی دور می‌کند.

ignoring the feedback relegates the project to failure.

نادیده گرفتن بازخورد، پروژه را به شکست می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید