scarce

[ایالات متحده]/skeəs/
[بریتانیا]/skers/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود در کمیت یا کیفیت، غیرمعمول

عبارات و ترکیب‌ها

scarce resources

منابع محدود

scarce water supply

تامین آب محدود

scarce opportunities

فرصت‌های محدود

scarce availability

دسترسی محدود

scarce information

اطلاعات محدود

جملات نمونه

a scarce nester in Britain.

یک لانه‌گذار نادر در بریتانیای کبیر

evidence is scarce and often undependable.

دلایل کمیاب هستند و اغلب غیرقابل اعتماد.

Money is scarce with them .

پول در اختیار آنها کم است.

a babe scarce two years old.

یک نوزاد که به سختی دو سال دارد.

speculative hoarding of scarce supplies

نگهداری حدس و گمان از مواد کمیاب

Eggs are scarce and expensive this month.

تخم مرغ این ماه کمیاب و گران است.

That bird has become scarce in this country.

آن پرنده در این کشور کمیاب شده است.

The food was scarce during the war.

در طول جنگ غذا کمیاب بود.

make yourself scarce before you wake the whole house.

قبل از اینکه کل خانه را بیدار کنید، خودتان را دور کنید.

food is scarce and more often than not they go hungry.

غذا کمیاب است و اغلب آنها گرسنه می مانند.

jobs are scarce at the moment, so you've got to be realistic.

در حال حاضر شغل کمیاب است، بنابراین باید واقع بین باشید.

the freshwater shrimp becomes scarce in soft water.

میگو آب شیرین در آب نرم کمیاب می‌شود.

I was hunting for work. Jobs were scarce though.

من به دنبال کار می گشتم. اگرچه مشاغل کمی وجود داشت.

but scarce again his horn he wound.

اما به ندرت دوباره شاخ خود را پیچاند.

Fresh vegetables were scarce during the drought.

سبزیجات تازه در طول خشکسالی کمیاب بودند.

Now that oil is scarce, the fate of the motor car is uncertain.

حالا که نفت کمیاب است، سرنوشت خودرو نامشخص است.

the need to economize scarce energy resources.

نیاز به صرفه‌جویی در منابع انرژی کمیاب.

as raw materials became scarce, synthetics were developed.

همانطور که مواد خام کمیاب شدند، مواد مصنوعی توسعه یافتند.

Steel pennies are scarce now except in coin shops.

سکه های فولادی در حال حاضر به جز در مغازه های سکه کمیاب هستند.

City residents complain that migrant workers have threatened to take already scarce urban jobs.

ساکنان شهر شکایت دارند که کارگران مهاجر تهدید کرده اند که مشاغل شهری کمیاب را تصاحب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید