scribbler

[ایالات متحده]/'skrɪblə(r)/
[بریتانیا]/'skrɪblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طرز نامنظم یا بی‌دقت می‌نویسد
n. نویسنده‌ای متوسط
n. یک شخصیت ادبی کم‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

a talented scribbler

یک نویسنده با استعداد

aspiring scribbler

نویسنده جوانی

creative scribbler

نویسنده خلاق

prolific scribbler

نویسنده پربار

جملات نمونه

The young scribbler spent hours writing in her journal.

نویسنده جوان ساعت‌ها وقت خود را صرف نوشتن در دفترچه خود می‌کرد.

The scribbler's messy handwriting was barely legible.

خط دست نامرتب نویسنده به سختی قابل خواندن بود.

The aspiring writer started as a humble scribbler in coffee shops.

نویسنده جوانی که آرزوی نویسندگی داشت، به عنوان یک نویسنده معمولی در کافه‌ها شروع کرد.

The scribbler's notebook was filled with doodles and random thoughts.

دفترچه نویسنده پر از طرح‌های کارتونی و افکار تصادفی بود.

She found inspiration in the scribbler's unconventional approach to storytelling.

او الهام را در رویکرد غیرمتعارف نویسنده به داستان‌گویی یافت.

The scribbler's creative process involved a lot of brainstorming and free writing.

فرآیند خلاقانه نویسنده شامل بارش فکری و نوشتن آزاد زیادی بود.

The famous author started as a humble scribbler, honing his craft over the years.

نویسنده مشهور به عنوان یک نویسنده معمولی شروع کرد و در طول سال‌ها مهارت خود را تقویت کرد.

The scribbler's work was often dismissed as amateurish by critics.

اثر نویسنده اغلب توسط منتقدان به عنوان آماتور رد می‌شد.

Despite his success, he never forgot his roots as a struggling scribbler.

با وجود موفقیتش، او هرگز ریشه‌های خود را به عنوان یک نویسنده دست و پا چلفتی فراموش نکرد.

The scribbler's stories were known for their raw emotion and authenticity.

داستان‌های نویسنده به خاطر احساسات خام و اصالتشان شناخته می‌شدند.

نمونه‌های واقعی

The prospect of “Red Ed” has already scared some Tory footsoldiers and scribblers back into line.

احتمال «رد اد» از قبل برخی از سربازان و نویسندگان محافظه‌کار را به خط بازگردانده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Madmen in authority, who hear voices in the air, are distilling their frenzy from some academic scribbler of a few years back.

دیوانگان در قدرت که صداها را در هوا می‌شنوند، جنون خود را از برخی از نویسندگان دانشگاهی سال‌های گذشته استخراج می‌کنند.

منبع: Employment, Interest, and General Theory of Money (Part II)

You're out of your mind. I'm just a scribbler.

تو دیوانه شدی. من فقط یک نویسنده هستم.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 6

For a hundred years, every newspaper scribbler had, with more or less obvious excuse, derided or abused the older Adamses for want of judgment.

برای صد سال، هر نویسنده روزنامه با بهانه‌های آشکار یا غیرآشکار، خانواده آدامز بزرگتر را به دلیل فقدان قضاوت مورد تمسخر یا سوء استفاده قرار می‌داد.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 1)

Whether a novice facing a blank page or a seasoned scribbler with years of good meals and gossip in irregular notebooks, almost any diarist has asked themselves that question.

چه یک تازه‌کار روبرو با یک صفحه خالی و چه یک نویسنده با تجربه با سال‌ها وعده‌های غذایی خوب و غیبت در دفترچه‌های نامنظم، تقریباً هر روزنامه‌نویسی از خود این سؤال را پرسیده است.

منبع: The Economist (Summary)

But such warnings were issued precisely because British scribblers were, in fact, indulging: use of the subjunctive increased markedly in the 20th century in Britain.

اما چنین هشدارهایی دقیقاً به این دلیل صادر شد که نویسندگان بریتانیایی در واقع در حال لذت بردن بودند: استفاده از شرطی در قرن بیستم در بریتانیا به طور قابل توجهی افزایش یافت.

منبع: The Economist Culture

Bill Thompson (who would later go on to discover a Mississippi scribbler named John Grisham) had sent it after trying to call and discovering the Kings no longer had a phone.

بیل تامپسون (که بعداً به کشف یک نویسنده اهل می سی سی پی به نام جان گری sham) آن را پس از تلاش برای تماس و کشف اینکه خانواده سلطنتی دیگر تلفنی ندارند، فرستاد.

منبع: Stephen King on Writing

But don't write a page of French, especially on serious matters which are above your position in society, or he will call you a scribbler and take you for a scoundrel.

اما یک صفحه به زبان فرانسه ننویسید، به خصوص در مورد مسائل جدی که از جایگاه شما در جامعه بالاتر است، در غیر این صورت او شما را نویسنده و شما را نامناسب خواهد خواند.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

Rather than starting where Alcott does, during an austere wartime Christmas, Gerwig introduces us to Jo seven years later, an ink-stained scribbler paying a visit to a New York publisher (Tracy Letts).

به جای شروع از جایی که آلکات شروع می‌کند، در طول یک کریسمس جنگی سختگیرانه، گرویگ ما را با جو هفت سال بعد، یک نویسنده لکه‌دار جوهر که از یک ناشر نیویورک (تریسی لتس) بازدید می‌کند، معرفی می‌کند.

منبع: Selected English short passages

Aside from making scribblers redundant, a common worry is that such systems will be able to flood social media and online comment sections with semi-coherent but angry ramblings that are designed to divide and enrage.

علاوه بر منسوخ کردن نویسندگان، نگرانی رایج این است که چنین سیستم‌هایی قادر خواهند بود رسانه‌های اجتماعی و بخش‌های نظرات آنلاین را با تفکرات نیمه‌منسجم اما خشمگین که برای ایجاد تفرقه و خشم طراحی شده‌اند، پر کنند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید