speaker

[ایالات متحده]/'spiːkə/
[بریتانیا]/'spikɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بلندگو
کسی که صحبت می‌کند
کسی که سخنرانی می‌کند
شخصی که به زبان خاصی صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

public speaker

سخنرانی عمومی

speaker system

سیستم بلندگو

native speaker

حامل زبان مادری

guest speaker

سخنران مهمان

keynote speaker

سخنرانی کلیدی

loud speaker

بلندگو

speaker phone

گوشی تلفن

جملات نمونه

speakers of standard English.

گويندگان زبان انگليسي استاندارد

was the speaker's theme.

موضوع سخنران بود.

the weight of the speaker's words.

اهمیت سخنان سخنران.

an inarticulate speaker

یک سخنران گنگ

an incoherent speaker

یک سخنران ناسازگار

howl the speaker off the platform

سخنران را از سکو بيرون بيندازيد

The professor made mincemeat of the speaker at the conference.

استاد سخنران را در کنفرانس به آش درست کرد.

will ask leave to respond to the speaker;

خواهد خواست اجازه دهد تا به سخنران پاسخ دهد;

speakers blasting at full volume.

بلندگوها با صدای بسیار بلند پخش می‌کردند.

The speaker was shouted down.

سخنرانی توسط حضار قطع شد.

The speaker held on for a full hour.

سخنران برای یک ساعت کامل مقاومت کرد.

The speaker gave a nervous cough.

سخنران یک سرفه عصبی داد.

We hung on the speaker's lips.

ما به سخنان سخنران گوش می‌دادیم.

It is not polite to interrupt a speaker with frequent questions.

وقتی صحبت کسی را با سوالات مکرر قطع می کنید، مؤدبانه نیست.

The speaker was lashing the crowd.

سخنرای جمعیت را مورد انتقاد شدید قرار می‌داد.

The speaker was cheered to the echo.

سخنرانی به طوری تشویق شد که در سالن طنین‌انداز شد.

The speaker stood in full view of the crowd.

سخنران در دید کامل جمعیت ایستاد.

an eloquent speaker; an eloquent sermon.

یک سخنران شیوا؛ یک سخنرانی شیوا

The speaker was completely nonplussed by the question.

سخنران کاملاً در برابر سوال سردرگم بود.

نمونه‌های واقعی

19. What overwhelms the speaker when she buys her summer outfits each year?

19. چه چیزی باعث می‌شود وقتی که سخنران لباس‌های تابستانی خود را هر سال می‌خرد، احساس غرق شدن کند؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Do you want to be a more articulate speaker?

آیا می‌خواهید یک سخنران رساتر باشید؟

منبع: Science in Life

Wilma Subra had no intention of becoming a public speaker.

ویلما سوبرا هیچ قصدی برای تبدیل شدن به یک سخنران عمومی نداشت.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

And there will be six guest speakers.

و شش سخنران مهمان نیز حضور خواهند داشت.

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

You can hear there's a loud speaker.

می‌توانید بشنوید که یک بلندگو وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Is he a native speaker or English?

آیا او سخنری بومی است یا انگلیسی؟

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But be the best speaker that you can.

اما بهترین سخنری باشید که می‌توانید باشید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

The majority party in the House choices its speaker.

حزب اکثریت در مجلس، سخنران خود را انتخاب می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

The chairman introduced the speaker to the audience.

رئیس جلسه، سخنران را به حضار معرفی کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Oh! Look at this! All the great speakers.

وای! به این نگاه کنید! همه سخنرانان بزرگ.

منبع: Desperate Housewives Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید