tabloid

[ایالات متحده]/'tæblɔid/
[بریتانیا]/ˈtæbˌlɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزنامه زرد; قرص; گزیده; مجله کوچک
adj. شبیه روزنامه زرد; مختصر; جنجالی; کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

tabloid journalism

روزنامه‌نگاری زننده

جملات نمونه

a tabloid TV show.

یک برنامه تلویزیونی سخیف

the déjà vu of the tabloid headlines.

حس دژا وو تیترهای سخیف

He launched into a verbal assault on tabloid journalism.

او به طور زبانی به روزنامه‌نگاری زننده حمله کرد.

the death had all the elements of a great tabloid story.

مرگ تمام عناصر یک داستان سخیف عالی را داشت.

the tabloids went into raptures about her.

رسانه‌های سخیف در مورد او به وجد آمدند.

his kiss with another man caused a tabloid rumpus.

بوسه او با مرد دیگری باعث ایجاد جنجال سخیف شد.

the tabloids have their tongues hanging out for this stuff.

روزنامه‌های سخیف برای این موضوع زبان‌هایشان را بیرون زده‌اند.

The tabloids reported that he had been seen with a dusky young woman.

روزنامه ها گزارش دادند که او را با یک زن جوان تیره دیده اند.

he fell from grace with the tabloids after he was sent off for swearing.

او پس از اینکه به دلیل ناسزاگویی اخراج شد، از لطف روزنامه‌های سخیف سقوط کرد.

the gung-ho tabloids have wrapped themselves in the Union Jack.

روزنامه‌های سخیف خود را در پرچم اتحاد ملکه پیچیده‌اند.

He believes that the tabloid press has behaved disgracefully.

او معتقد است که مطبوعات تابلید به طرز شرم آوری رفتار کرده اند.

Despite all the money the tabloids were offering for her story, she was determined not to kiss and tell.

با وجود تمام پولی که روزنامه‌های سخیف برای داستان او پیشنهاد می‌کردند، او مصمم بود که فاش نکند.

The patriotics in the saloon bar are delighted in reading those tabloid newspapers taking every oppurtunity hurling their continent neighbors .

میهن‌پرستان در بار سالون از خواندن آن روزنامه‌های تابلوی که از هر فرصتی برای پرتاب همسایگان قاره‌ای خود استفاده می‌کنند، خرسند هستند.

The tabloid quoted a partygoer as saying: "You could tell Michael had smoked before. He grabbed the bong and a lighter and knew exactly what to do."

روزنامه تابلوی نقل قول از یک مهمان در مهمانی نوشت: "می شد فهمید که مایکل قبلاً سیگار کشیده است. او بونگ و یک فندک را برداشت و دقیقاً می دانست چه کار باید بکند."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید