underman

[ایالات متحده]/ʌndəˈmæn/
[بریتانیا]/ʌndərˈmæn/

ترجمه

vt. کمبود پرسنل ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underman pressure

تحت فشار

underman scrutiny

تحت نظارت

underman stress

تحت فشار روانی

underman evaluation

تحت ارزیابی

underman challenges

تحت چالش

underman investigation

تحت بررسی

underman analysis

تحت تجزیه و تحلیل

underman risk

تحت خطر

underman change

تحت تغییر

underman review

تحت بازبینی

جملات نمونه

many employees feel they are often underman in their roles.

بسیاری از کارمندان احساس می‌کنند که اغلب در نقش خود کمبود نیرو دارند.

it's important not to underman the potential of new technologies.

مهم نیست که پتانسیل فناوری‌های جدید را دست کم بگیرید.

she felt underman by her peers despite her hard work.

با وجود تلاش زیاد، او احساس می‌کرد که همکارانش او را دست کم می‌گیرند.

underman your skills can lead to missed opportunities.

نادیده گرفتن مهارت‌هایتان می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

he was underman in his contributions to the project.

او در کمک‌هایش به پروژه دست کم گرفته شد.

they tend to underman the challenges faced by small businesses.

آنها معمولاً چالش‌هایی که کسب و کارهای کوچک با آن روبرو هستند را دست کم می‌گیرند.

it's easy to underman the importance of teamwork.

به راحتی می‌توان اهمیت کار گروهی را دست کم گرفت.

don't underman your ability to learn new skills.

توانایی خود را در یادگیری مهارت‌های جدید دست کم نگیرید.

many leaders underman the impact of employee morale.

بسیاری از رهبران تأثیر روحیه کارکنان را دست کم می‌گیرند.

she often underman her own achievements.

او اغلب دستاوردهای خود را دست کم می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید