maternity

[ایالات متحده]/mə'tɜːnɪtɪ/
[بریتانیا]/mə'tɝnəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادری؛ وضعیت بودن یک مادر.

عبارات و ترکیب‌ها

maternity leave

مرخصی زایمان

maternity ward

بخش زایمان

maternity clothes

لباس بارداری

maternity hospital

بیمارستان مادرانه

maternity benefits

مزایای بارداری

maternity insurance

بیمه بارداری

maternity dress

لباس بارداری

maternity care

مراقبت‌های بارداری

جملات نمونه

a maternity dress; maternity leave.

لباس بارداری؛ مرخصی بارداری

a maternity ward with 30 beds.

بخش زایمان با 30 تخت

the maternity wing at South Cleveland Hospital.

بخش بارداری بیمارستان ساوت کلولند

a freestanding maternity clinic

یک کلینیک مستقل بارداری

she got a job deputizing for a lecturer on maternity leave.

او شغلی به دست آورد که به طور موقت جایگزین یک استاد در مرخصی بارداری شود.

In a maternity ward, the fraternal love gave way to gynarchy.

در بخش زایمان، عشق برادرانه جای خود را به زن‌سالاری داد.

a freestanding bell tower; a freestanding maternity clinic.

برج مستقل؛ کلینیک بارداری مستقل

A new EU directive on maternity leave will come into force next month.

یک دستورالعمل جدید اتحادیه اروپا در مورد مرخصی زایمان ماه آینده اجرایی خواهد شد.

Her going on maternity leave will create a temporary vacancy.

رفتن او به مرخصی بارداری باعث ایجاد یک موقعیت خالی موقت خواهد شد.

High-street fashion is currently dominated by blouson tops, extra-stretch jeans, boyfriend sweaters and dresses that wouldn’t look out of place on a maternity rail.

مد خیابان در حال حاضر تحت سلطه بلوسون‌ها، جین‌های کشسان اضافی، پلیورهای دوست‌دار و لباس‌هایی است که در ریل بارداری قرار نگیرند.

نمونه‌های واقعی

Some use them to avoid statutory obligations such as sick and maternity pay.

برخی از آنها از این روش برای اجتناب از تعهدات قانونی مانند حقوق مرخصی استعلاجی و مادری استفاده می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Yeah, my wife's maternity leave is close to an end.

بله، مرخصی زایمان همسرم در حال نزدیک شدن به پایان است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

A number of states, such as California introduced paid maternity leave.

تعداد زیادی از ایالت ها، مانند کالیفرنیا، مرخصی زایمان با حقوق را معرفی کردند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Oh, that's right, maternity leave's almost over.

اوه، حق با شماست، مرخصی زایمان تقریباً تمام شده است.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Which gives Prada four years to start making maternity clothes.

که به پرادا چهار سال فرصت می دهد تا شروع به تولید لباس های بارداری کند.

منبع: Friends Season 7

Other measures in the law include longer maternity leave.

سایر اقدامات در این قانون شامل مرخصی زایمان طولانی تر است.

منبع: BBC Listening January 2023 Collection

You're not working today. You're on maternity leave.

امروز کار نمی کنید. شما در مرخصی زایمان هستید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Still, some companies do provide not only paid maternity leave but paid paternity leave as well.

با این حال، برخی از شرکت ها علاوه بر مرخصی زایمان با حقوق، مرخصی پدری با حقوق نیز ارائه می دهند.

منبع: VOA Standard Speed May 2016 Collection

On Tuesday, a shell hit the maternity ward of a hospital.

روز سه شنبه، یک گلوله به بخش زایمان یک بیمارستان برخورد کرد.

منبع: BBC World Headlines

During this period, many parents take paternity and maternity leave from work.

در این مدت، بسیاری از والدین مرخصی پدری و مادری را از محل کار خود می گیرند.

منبع: Portable English Bilingual Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید