swede

[ایالات متحده]/swi:d/
[بریتانیا]/swid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص سوئدی؛ کلم سوئدی.

جملات نمونه

I bought a swede at the grocery store.

من یک شلغم از فروشگاه مواد غذایی خریدم.

She cooked a delicious swede soup for dinner.

او یک سوپ شلغم خوشمزه برای شام پخت.

The swede is a popular vegetable in many European countries.

شلغم یک سبزیجات محبوب در بسیاری از کشورهای اروپایی است.

I like to roast swede with olive oil and herbs.

من دوست دارم شلغم را با روغن زیتون و گیاهان بپزم.

Swede is a nutritious vegetable rich in vitamins and minerals.

شلغم یک سبزیجات مغذی است که سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی است.

She made a swede and carrot mash as a side dish.

او یک پوره شلغم و هویج به عنوان غذای جانبی درست کرد.

The farmer harvested a large crop of swedes this season.

کشاورز امسال برداشت بزرگی از شلغم داشت.

I like to add swede to my stews for extra flavor.

من دوست دارم شلغم را به خورش هایم برای طعم بیشتر اضافه کنم.

The swede has a slightly sweet and earthy flavor.

شلغم طعم کمی شیرین و خاکی دارد.

She made a hearty swede and potato gratin for the family dinner.

او یک گراتن شلغم و سیب زمینی مقوی برای شام خانوادگی درست کرد.

نمونه‌های واقعی

You say the Swede bought the baseball?

شما می‌گویید سوئدی بیس بال خرید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Turns out the Swede wasn't going to a real therapist.

ببینید، سوئدی به یک درمانگر واقعی مراجعه نمی‌کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

It now appears that the Swede has some esteemed company in the person of Leo Messi.

اکنون مشخص شده است که سوئدی در کنار لئو مسی، شرکت معتبری دارد.

منبع: 2022 FIFA World Cup in Qatar

" I'll do for you yet, you slab-footed Swede, " I heard him say to Johansen one night on deck.

"هنوز هم برایت کاری خواهم کرد، ای سوئدی با پای‌های درشت،" شنیدم که به یوهانسون یک شب در عرشه گفت.

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

Should his feet fail him, though, the Swede may just find other ways to charm the French.

اگرچه اگر پای او از کار بیفتد، سوئدی ممکن است راه‌های دیگری برای جلب توجه فرانسوی‌ها پیدا کند.

منبع: The Economist (Summary)

Over the centuries Estonia was dominated by Danes, Germans, Swedes and Russians.

در طول قرن‌ها، استونی توسط دانمارکی‌ها، آلمانی‌ها، سوئدی‌ها و روس‌ها تسلط داشت.

منبع: The Economist (Summary)

The Swedes are working with environmentalists to make their factory even cleaner.

سوئدی‌ها با محیط‌زیستگران برای تمیزتر کردن کارخانه خود همکاری می‌کنند.

منبع: Discovery documentary "Understanding Bacteria"

A Swede pays tax more willingly than a Californian because he gets decent schools and free health care.

یک سوئدی بیشتر از یک کالیفرنیایی حاضر است مالیات پرداخت کند، زیرا مدارس خوبی دارد و مراقبت‌های بهداشتی رایگان.

منبع: The Economist - Comprehensive

Their levels of taxation still encourage entrepreneurs to move abroad : London is full of clever young Swedes.

سطح مالیات آنها هنوز هم کارآفرینان را تشویق به مهاجرت به خارج از کشور می‌کند: لندن پر از سوئدی‌های جوان و باهوش است.

منبع: The Economist - Comprehensive

I can smell. Yeah, I can smell. Root vegetables, like sweet potato or swede.

من می‌توانم بو کنم. بله، من می‌توانم بو کنم. سبزیجات ریشه‌ای، مانند سیب زمینی شیرین یا شلغم.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید