pickled turnip
تربچه ترشی
roasted turnip
تربچه برشته
The turnip provides nutrition for you.
هویج ریشه ای مواد مغذی را برای شما فراهم می کند.
A way of separating some comestible red pigment from the red turnip is studied by this paper.
این مقاله روشی برای جداسازی برخی از رنگدانههای قرمز خوراکی از شلغم قرمز را بررسی میکند.
The deserted street could only see occasionally a torpidly-peddling countryman with a worn-out felt cap on his head and a basket of potatoes or turnips on his arm.
خیابان متروکه فقط گاهی اوقات یک روستایی خسته و بیحوصله را با یک کلاه پشمی کهنه بر سر و سبدی از سیب زمینی یا شلغم در دستش میدید.
She roasted the turnip with olive oil and herbs.
او شلغم را با روغن زیتون و گیاهان تفت داد.
The farmer harvested a large turnip from his garden.
کشاورز یک شلغم بزرگ را از باغ خود برداشت.
Turnip soup is a popular dish in many countries.
سوپ شلغم یک غذای محبوب در بسیاری از کشورها است.
Grandma makes delicious turnip cakes for Chinese New Year.
مادربزرگ کیکهای خوشمزه شلغم برای سال نو چینی درست میکند.
The chef added turnip slices to the stir-fry for extra crunch.
سرآشپز برای تردی بیشتر، ورقههای شلغم را به سرخکردنی اضافه کرد.
The turnip patch in the backyard is thriving.
قطعه شلغم در حیاط پشتی در حال رشد است.
Turnip greens are nutritious and packed with vitamins.
برگهای شلغم مغذی هستند و سرشار از ویتامین هستند.
I need to buy some turnips for the stew tonight.
من باید امشب برای خورش شلغم بخرم.
She grated the turnip to make a refreshing salad.
او شلغم را رنده کرد تا یک سالاد با طراوت درست کند.
The turnip field stretched out as far as the eye could see.
زمین شلغم تا جایی که چشم میدید گسترده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید