absurdities

[ایالات متحده]/əˈbɜːr.dɪ.tiz/
[بریتانیا]/əbˈsər.də.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که مسخره، غیرمنطقی یا غیرمعقول هستند.; بیانیه‌ها یا اقداماتی که احمقانه یا بی‌معنی هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

absurdities of life

ابدیت‌های زندگی

filled with absurdities

پر از پوچیت ها

grasp the absurdities

درک پوچیت ها

absurdities abound

پوچیت ها فراوان هستند

highlighting the absurdities

تاکید بر پوچیت ها

exposed the absurdities

پوچیت ها را آشکار کرد

celebrate the absurdities

پوچیت ها را جشن بگیرید

جملات نمونه

the comedian pointed out the absurdities of everyday life.

بازپرس، پوچ‌گرایی زندگی روزمره را نشان داد.

his theories were filled with absurdities that made no sense.

نظریات او مملو از پوچ‌گرایی‌هایی بودند که هیچ معنایی نداشتند.

the novel explored the absurdities of modern society.

رمان به بررسی پوچ‌گرایی‌های جامعه مدرن پرداخت.

she couldn't believe the absurdities she was being told.

او نمی‌توانست باور کند که به او چه پوچ‌گرایی‌هایی می‌گویند.

he embraced the absurdities of life with a sense of humor.

او پوچ‌گرایی‌های زندگی را با حس شوخ‌طبعی پذیرفت.

the politician's speech was full of absurdities and contradictions.

سخنرانی سیاستمدار مملو از پوچ‌گرایی‌ها و تناقضات بود.

they laughed at the absurdities of the situation.

آنها به پوچ‌گرایی‌های وضعیت خندیدند.

the play presented a series of absurdities to make its point.

نمایش مجموعه‌ای از پوچ‌گرایی‌ها را برای اثبات ادعای خود ارائه داد.

he saw the absurdities in everything, even the simplest things.

او پوچ‌گرایی‌ها را در همه چیز می‌دید، حتی ساده‌ترین چیزها.

the artist used absurdity to highlight social problems.

هنرمند از پوچ‌گرایی برای برجسته کردن مشکلات اجتماعی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید