the celebrity was adulated by his fans.
س Celebrit مشتاقان او مورد تحسین قرار گرفت.
her talent was widely adulated.
استعداد او به طور گسترده مورد تحسین قرار گرفت.
the dictator was adulated by his followers.
حاکم مستبد توسط پیروانش مورد تحسین قرار گرفت.
he was adulated for his bravery in the war.
او به خاطر شجاعت خود در جنگ مورد تحسین قرار گرفت.
the team's victory was adulated by the crowd.
پیروزی تیم توسط جمعیت مورد تحسین قرار گرفت.
his speeches were often adulated for their eloquence.
سخنرانی های او اغلب به خاطر فصاحت و بلاغت مورد تحسین قرار می گرفتند.
the artist was adulated by critics and the public alike.
هنرمند هم توسط منتقدان و هم توسط مردم مورد تحسین قرار گرفت.
she was adulated for her beauty and grace.
او به خاطر زیبایی و ظرافت خود مورد تحسین قرار گرفت.
the politician's promises were adulated by the voters.
وعده های سیاستمدار توسط رای دهندگان مورد تحسین قرار گرفت.
his work was adulated for its originality and innovation.
کار او به خاطر اصالت و نوآوری مورد تحسین قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید