animate

[ایالات متحده]/ˈænɪmət,ˈænɪmeɪt/
[بریتانیا]/ˈænəmət,ˈænɪmeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زندگی بخشیدن; زنده کردن
adj. دارای زندگی; پر از انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

animated movie

فیلم انیمیشن

animate character

شخصیت انیمیشن

animate series

سریال انیمیشن

animate film

فیلم انیمیشن

animate action

عمل انیمیشن

animate drawing

نقاشی انیمیشن

جملات نمونه

The animator brought the characters to life in the animated film.

انیماتور شخصیت‌ها را در فیلم انیمیشن زنده کرد.

The children were fascinated by the animated cartoon on TV.

کودکان مجذوب کارتون انیمیشن در تلویزیون بودند.

The artist used various techniques to animate the drawings.

هنرمند از تکنیک‌های مختلف برای جان بخشیدن به نقاشی‌ها استفاده کرد.

He animated the discussion with his lively storytelling.

او بحث را با داستان‌گویی پر جنب و جوشش خود زنده کرد.

The animated GIFs on the website make it more engaging.

گیف‌های انیمیشن در وب‌سایت آن را جذاب‌تر می‌کنند.

The teacher used puppets to animate the lesson for the students.

معلم از عروسک‌ها برای زنده کردن درس برای دانش‌آموزان استفاده کرد.

The software allows users to animate their own characters and scenes.

این نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا شخصیت‌ها و صحنه‌های خود را انیمیت کنند.

The special effects in the movie were used to animate the supernatural elements.

از جلوه‌های ویژه در فیلم برای زنده کردن عناصر فراطبیعی استفاده شد.

She has a talent for animating inanimate objects through her art.

او استعداد جان بخشیدن به اشیاء بی‌جان از طریق هنر خود را دارد.

نمونه‌های واقعی

So the body is no longer animated.

بدن دیگر متحرک نیست.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

The figures move, they're endlessly animated.

تصاویر حرکت می‌کنند، آنها به طور مداوم متحرک هستند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

We've done experiments in -- in how to animate freeze dried blood.

ما آزمایش‌هایی انجام داده‌ایم - در مورد نحوه انیمیشن خون خشک شده.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

The only time he got really animated was where money was concerned throughout his tenure.

تنها زمانی که او واقعاً هیجان‌زده بود، زمانی بود که صحبت از پول در طول دوره او بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

On television and in animation, a win for Asian talent.

در تلویزیون و انیمیشن، پیروزی برای استعداد آسیایی.

منبع: Selected English short passages

It's like the number zero being animated and walking around the corridors here.

این مثل اینه که عدد صفر متحرک باشه و در این راهروها قدم بزنه.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

Want to learn how to animate your own YouTube videos just like mine?

می‌خواهید یاد بگیرید چگونه ویدیوهای یوتیوب خود را مانند من انیمیشن کنید؟

منبع: Realm of Legends

In the Best Animated Feature category, Japan's Studio Ghibli was the surprise winner.

در بخش بهترین فیلم انیمیشن، استودیوی جیبلی ژاپن، شگفتی‌ساز بود.

منبع: Selected English short passages

Never seen it an animated movie like this computer-generated movie.

هیچ وقت چنین فیلم انیمیشنی مثل این فیلم تولید شده با کامپیوتر ندیده بودم.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

The environment has never been Biden's animating passion.

محیط هرگز اشتیاق انگیز بی登 نبوده است.

منبع: Time

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید