argument

[ایالات متحده]/ˈɑːɡjumənt/
[بریتانیا]/ˈɑːrɡjumənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلیلی یا مجموعه‌ای از دلایل که به حمایت از یک ایده، عمل یا نظریه ارائه می‌شود؛ یک اختلاف یا تعارض؛ خلاصه‌ای از نکات اصلی یک مقاله یا سخنرانی

عبارات و ترکیب‌ها

heated argument

بحث داغ

make an argument

یک استدلال ارائه دادن

settle an argument

حل یک استدلال

valid argument

استدلال معتبر

argument list

لیست استدلال

same argument

همان استدلال

template argument

استدلال الگو

جملات نمونه

the logic of the argument is faulty.

منطق استدلال معیوب است.

there is a strong argument for decentralization.

استدلالی قوی برای غیرمتمرکزسازی وجود دارد.

this argument is clearly untenable.

این استدلال به وضوح غیرقابل قبول است.

an argument ad hominem

استدلال به روش حمله به شخص

tear an argument to shreds

یک استدلال را به شدت رد کنید

narrow an argument down

یک استدلال را محدود کنید

The argument won't wash.

این استدلال قابل قبول نیست.

build an argument on fact.

یک استدلال را بر اساس واقعیت بسازید.

an argument of little substance

استدلالی با محتوای کم

The topic of argument is controversial.

موضوع بحث بحث برانگیز است.

The argument became hot.

بحث داغ شد.

an inconsequential argument

یک استدلال بی‌اهمیت

the argument descends into burlesque.

استدلال به یک نمایش عامیانه تبدیل می شود.

the second argument is more diffuse.

استدلال دوم پراکنده تر است.

the strength of the argument for property taxation.

قدرت استدلال برای مالیات بر دارایی.

the argument is an extremely weak one.

این یک استدلال بسیار ضعیف است.

The course of the argument suddenly changed.

مسیر استدلال ناگهان تغییر کرد.

A poor argument halts.

یک استدلال ضعیف متوقف می شود.

The argument misfits the case.

استدلال با مورد تناسب ندارد.

نمونه‌های واقعی

The evidence provided by the witness was a cogent argument.

گواهی ارائه شده توسط شاهد یک استدلال قوی بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

In its pages, Erasmus advances a hugely liberating argument.

در صفحات آن، ارسموس یک استدلال بسیار رهایی‌بخش را مطرح می‌کند.

منبع: The school of life

There may be a circular argument there.

ممکن است یک استدلال دایره‌ای در آنجا وجود داشته باشد.

منبع: Listening to Music (Video Version)

What are their principal arguments against this?

استدلال اصلی آنها در برابر این چه است؟

منبع: PBS Interview Social Series

Cameron offered a closing argument, urging Scotland to remain in the United Kingdom.

کامرون یک استدلال پایانی ارائه کرد و از اسکاتلند خواست در بریتانیای کبیر بماند.

منبع: NPR News September 2014 Compilation

Now, that is a confusing argument on its face.

حالا، این یک استدلال گیج‌کننده به ظاهر است.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

But it is an argument for exploring consequences first.

اما این استدلال برای بررسی عواقب ابتدا است.

منبع: Past exam papers of the English cloze test for the postgraduate entrance examination.

However, Edwards calls this argument a red herring.

با این حال، ادواردز این استدلال را یک حواس‌پرتی می‌نامد.

منبع: NPR News May 2015 Compilation

This led to yet another angry argument.

این منجر به بحث و جدل دیگری شد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

There’s also an argument for public health.

همچنین استدلالی برای سلامت عمومی وجود دارد.

منبع: Scientific World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید