authorization

[ایالات متحده]/ˌɔːθəraɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌɔːθərəˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجوز، گواهی تأیید

عبارات و ترکیب‌ها

authentication and authorization

احراز هویت و مجوز

authorization letter

نامه مجوز

letter of authorization

نامه مجوز

written authorization

مجوز کتبی

access authorization

مجوز دسترسی

authorization code

کد مجوز

جملات نمونه

the raising of revenue and the authorization of spending.

افزایش درآمد و مجوز هزینه کردن

seeking authorization to begin construction;

درخواست مجوز برای شروع ساخت و ساز;

You cannot take a day off without authorization.

شما نمی توانید بدون مجوز مرخصی بگیرید.

Formal authorization for the trip was given last week.

مجوز رسمی برای سفر هفته گذشته صادر شد.

Public opinion ought not to sanction the use of force) but also official authorization (

نظر عمومی نباید استفاده از زور را تأیید کند) بلکه مجوز رسمی نیز (

Anglers are required to obtain prior authorization from the park keeper.

صیادان باید قبل از هر اقدامی مجوز از سرپرست پارک دریافت کنند.

The Olympics Fortune Quadripod Caldron is made by authorization of the Beijing Organizing Committee for the Games of the XXIX Olympiad.

دیگ چهارپایه خوش شانسی المپیک توسط مجوز کمیته سازماندهی پکن برای بازی های المپیک XXIX ساخته شده است.

After receiving legal authorization, baidu general readmit these enterprises. 2) Baidu expresses, never did not share keyword contest value because of certain business and ban its website.

پس از دریافت مجوز قانونی، بایدو به طور کلی این شرکت ها را مجدداً پذیرش می کند. 2) بایدو بیان می کند، هرگز به دلیل برخی از فعالیت های تجاری ارزش مسابقه کلمه کلیدی را به اشتراک نگذاشته و وب سایت خود را ممنوع کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید