she backtracks on her earlier statement about the project.
او در مورد اظهارات قبلی خود در مورد پروژه عقبنشینی میکند.
the detective backtracks to find new evidence.
مامور پلیس برای یافتن مدارک جدید به عقب بازمیگردد.
he often backtracks when he realizes he's wrong.
او اغلب وقتی متوجه میشود اشتباه میکند، عقبنشینی میکند.
the company backtracks on its decision to cut jobs.
شرکت از تصمیم خود برای کاهش مشاغل عقبنشینی میکند.
after criticism, she backtracks on her controversial remarks.
پس از انتقاد، او از اظهارات بحثبرانگیز خود عقبنشینی میکند.
the author backtracks to clarify a confusing plot point.
نویسنده برای روشن کردن یک نقطه ضعف گیجکننده به عقب بازمیگردد.
he backtracks to avoid making the same mistake again.
او برای جلوگیری از تکرار همان اشتباه، عقبنشینی میکند.
the politician backtracks on his promise to lower taxes.
سیاستمدار از قول خود برای کاهش مالیاتها عقبنشینی میکند.
during the meeting, she backtracks on her previous commitments.
در طول جلسه، او از تعهدات قبلی خود عقبنشینی میکند.
he backtracks through his notes to find the right information.
او برای یافتن اطلاعات صحیح، یادداشتهای خود را مرور میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید