bargaining

[ایالات متحده]/'bɑːɡɪnɪŋ/
[بریتانیا]/'bɑrgənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مذاکره، بحث، تجارت، مذاکره.

عبارات و ترکیب‌ها

bargain hunting

شکارچیان حراج

bargaining power

قدرت چانه زنی

plea bargaining

چانه زنی برای توافق

collective bargaining

چانه زنی جمعی

bargaining chip

ابزار چانه زنی

جملات نمونه

He was bargaining with the salesman.

او با فروشنده چانه زنی می‌کرد.

wage bargaining in the public sector became more politicized.

چانه زنی دستمزد در بخش دولتی بیشتر سیاسی شد.

The dealer spent hours bargaining for the painting.

معامله‌گر ساعت‌ها برای خرید نقاشی چانه زنی کرد.

I'm bargaining on your help to drive us to the airport.

من به کمک شما برای رساندن ما به فرودگاه امیدوارم.

the proposal has become a crucial bargaining counter over prices.

این پیشنهاد به یک نقطه چانه زنی حیاتی در مورد قیمت‌ها تبدیل شده است.

The women spend hours in the market, bargaining about the goods.

زنان ساعت‌ها در بازار وقت می‌گذرانند و در مورد کالاها چانه زنی می‌کنند.

The proposed troop reductions were a useful bargaining counter in the disarmament talks.

کاهش‌های پیشنهادی نیروها یک نقطه چانه زنی مفید در مذاکرات خلع سلاح بود.

Their argument that those people were simply feinting in the East to assault the West was a good bargaining pose.

استدلال آنها مبنی بر اینکه آن افراد به سادگی در شرق نقش بازی می‌کردند تا غرب را مورد حمله قرار دهند، یک ژست چانه زنی خوب بود.

persuaded the parties to quit slanging and come to the bargaining table.

متقاعد کرد که طرفین از توهین و فحاشی دست بردارند و به میز مذاکره بیایند.

Bargaining situations are examples of cooperative games. As with noncooperative games, in bargaining one can sometimes gain a strategic advantage by limiting one's flexibility.

شرایط چانه زنی نمونه‌ای از بازی‌های تعاونی هستند. همانطور که در بازی‌های غیرتعاونی، در چانه زنی گاهی اوقات می‌توان با محدود کردن انعطاف‌پذیری خود، از مزیت استراتژیک برخوردار شد.

نمونه‌های واقعی

Does Kim want more bargaining or more money flowing into North Korea?

آیا کیم می‌خواهد چانه‌زنی بیشتری یا پول بیشتری به کره شمالی سرازیر شود؟

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

He was immediately lost in the noisy crowd where everyone was bargaining keenly.

او بلافاصله در میان جمعیت پر سر و صدا گم شد، جایی که همه با جدیت چانه زنی می کردند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

We threatened collective bargaining in order to get performance standards and charter funding.

ما برای دستیابی به استانداردهای عملکرد و بودجه طرح، چانه زنی جمعی را تهدید کردیم.

منبع: House of Cards

Loyalty is nice; so is bargaining power.

وفاداری خوب است؛ قدرت چانه زنی هم خوب است.

منبع: The Economist (Summary)

We'd better leave ourselves some bargaining room.

ما بهتر است کمی فضای چانه زنی برای خودمان بگذاریم.

منبع: Past years' college entrance examination listening comprehension (local papers)

They do this through collective bargaining.

آنها این کار را از طریق چانه زنی جمعی انجام می دهند.

منبع: Economic Crash Course

It's like bargaining for stolen goods.

این مثل چانه زنی برای کالاهای دزدیده شده است.

منبع: VOA Daily Standard January 2019 Collection

Instead of bargaining over $150, integrative negotiations let you get creative.

به جای چانه زنی بر سر 150 دلار، مذاکرات یکپارچه به شما اجازه می دهد خلاق باشید.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

A " unionized Congress" is, in reality, hundreds of discrete bargaining units.

یک " کنگره اتحادیه" در واقعیت، صدها واحد چانه زنی مجزا است.

منبع: Time

It could even prove to be a bargaining chip for China.

حتی می تواند به ابزار چانه زنی برای چین تبدیل شود.

منبع: The Economist - Comprehensive

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید