full beard
روبهروبهدائم
beard trimmer
دستگاه ریشتراش
beard oil
روغن ریش
a grizzly unshorn beard
یک سبیل خرسمانند و تراشخورده
a spare, bearded figure.
یک چهرهی لاغر و سبیلدار.
This false beard is his disguise.
این سبیل مصنوعی، نقاب اوست.
Jim stroked his beard reflectively.
جیم با تفکر، سبیلش را نوازش کرد.
The man with the long beard fixed our attention.
مرد با سبیل بلند، توجه ما را جلب کرد.
has a beard; had a great deal of energy.
سبیل دارد؛ انرژی زیادی داشت.
Miss Beard cried out in horror.
خانم بئرد با وحشت فریاد زد.
his beard was streaked with grey.
سبیلش با خطوط خاکستری درهم آمیخته بود.
his beard covered a weak chin.
سبیلش چانهی نحیف او را پوشاند.
Age had rimed his beard .
پیری سبیلش را سفيد كرده بود.
His beard waggled as he ate.
همچون اینکه میخورد، سبیلش به این سو و آن سو میرفت.
They had to obey the decree that beards be shaved off.
آنها مجبور بودند حکمی را که دستور به تراشیدن سبیلها داشت، اطاعت کنند.
bearded the power of the king;
قدرت پادشاه را داشت؛
He's had his beard shaved off.
او سبیلش را تراشیده است.
bearded reddish sheep of southern Asia
گوسفندان سبیلدار قرمز رنگ آسیای جنوبی
She finds his beard too bristly.
او سبیلش را بیش از حد خشن میداند.
he stroked his beard and retired to cogitate.
او سبیلش را نوازش کرد و برای تفکر به گوشهای رفت.
A beginning beard faintly shadowed his chin and lean cheeks.
یک سبیل نوپا به آرامی چانهی او و گونههای لاغرش را سایهدار کرده بود.
he was wrinkled and ungroomed, with a two-day beard; ungroomed hair.
او چروکیده و نامرتب بود، با سبیل دو روزه؛ موهای نامرتب.
The wound left a nasty mark on his face, so he grew beard over it to hide it.
زخم جای یک اثر بد روی صورتش گذاشت، بنابراین برای پنهان کردن آن، سبیلی روی آن رویاند.
My father likes to grow a beard.
پدرم دوست دارد ریش بکشد.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.So growing a beard means allowing your beard to grow.
بنابراین رشد ریش به معنای اجازه دادن به رشد ریش شماست.
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classHe smiled dryly and pulled his beard.
او با حالتی خشک لبخند زد و ریش خود را کشید.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)He shaved his beard with a new razor.
او ریش خود را با یک تیغ جدید اصلاح کرد.
منبع: IELTS vocabulary example sentences" Look at his long beard! " said another.
" به ریش بلندش نگاه کن!" دیگری گفت.
منبع: American Elementary School English 3Does Frank really not have a beard?
آیا فرانکل واقعاً ریش ندارد؟
منبع: Out of Control Season 3I literally grew this beard waiting for you.
من واقعاً در حالی که منتظر شما بودم، این ریش را رشد دادم.
منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.He had a beard and a brown jacket.
او ریش و یک ژاکت قهوه ای داشت.
منبع: American Horror Story: Season 2He has a beard now, and a girlfriend.
او اکنون ریش دارد و دوست دختر.
منبع: TimeThis thing here is called the box beard.
این چیز در اینجا به ریش جعبه معروف است.
منبع: Dad takes you to learn vocabulary.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید