Football is a manly sport.
فوتبال یک ورزش مردانه است.
an open and manly countenance.
چهرهای باز و مردانه
manly power in combat.
قدرت مردانه در نبرد
The boy walked with a manly stride.
پسر با گامهای مردانه راه میرفت.
The boy walked with a confident manly stride.
پسر با گام های مردانه و با اعتماد به نفس راه می رفت.
We entered a dark cavern redolent with manly scents —gun oil and cigar smoke and boot polish.
ما وارد یک غار تاریک با بوی مردانه - روغن تفنگ و دود سیگار و واکس کفش شدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید