manly

[ایالات متحده]/'mænlɪ/
[بریتانیا]/'mænli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌هایی که به طور سنتی با مردان مرتبط است؛ شجاع و قوی؛ مردانه‌تر، مردانه‌ترین.

جملات نمونه

Football is a manly sport.

فوتبال یک ورزش مردانه است.

an open and manly countenance.

چهره‌ای باز و مردانه

manly power in combat.

قدرت مردانه در نبرد

The boy walked with a manly stride.

پسر با گام‌های مردانه راه می‌رفت.

The boy walked with a confident manly stride.

پسر با گام های مردانه و با اعتماد به نفس راه می رفت.

We entered a dark cavern redolent with manly scents —gun oil and cigar smoke and boot polish.

ما وارد یک غار تاریک با بوی مردانه - روغن تفنگ و دود سیگار و واکس کفش شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید